کوله بار گناهانم بر دوشم سنگینی میکرد ...
کوله بار گناهانم بر دوشم سنگینی میکرد ...
ندا آمد بر در خانه ام بیا ، آنقدر بر در بکوب تا در به رویت وا کنم ...
وقتی بر در خانه اش رسیدم
هر چه گشتم در بسته ای ندیدم !!!!!!!!
هر چه بود باز بود ،
گفتم : خدایــ♥️ـــا بر کدامین در بکوبم ؟؟؟
ندا آمد: این را گفتم که بیایی....
وگرنه من هیچوقت درهای رحمتم را به روی تو نبسته بودم !
کوله بارم بر زمین افتاد و پیشانیم بر خاک ،،،
"مهربان خدایم دوستت دارم" ....
@khodabamas
ندا آمد بر در خانه ام بیا ، آنقدر بر در بکوب تا در به رویت وا کنم ...
وقتی بر در خانه اش رسیدم
هر چه گشتم در بسته ای ندیدم !!!!!!!!
هر چه بود باز بود ،
گفتم : خدایــ♥️ـــا بر کدامین در بکوبم ؟؟؟
ندا آمد: این را گفتم که بیایی....
وگرنه من هیچوقت درهای رحمتم را به روی تو نبسته بودم !
کوله بارم بر زمین افتاد و پیشانیم بر خاک ،،،
"مهربان خدایم دوستت دارم" ....
@khodabamas
- ۲۶۴
- ۲۳ فروردین ۱۳۹۵
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط