{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

کوله بار گناهانم بر دوشم سنگینی میکرد...

کوله بار گناهانم بر دوشم سنگینی میکرد...
ندا آمد بر در خانه ام بیا، آنقدر بر در بکوب تا در به رویت وا کنم...
وقتی بر در خانه اش رسیدم
هر چه گشتم در بسته ای ندیدم!!
هر چه بود باز بود...
گفتم: خدایا بر کدامین در بکوبم؟؟؟؟
ندا آمد: این را گفتم که بیایی...
وگرنه من هیچوقت درهای رحمتم را به روی تو نبسته بودم!
کوله بارم بر زمین افتاد و پیشانیم بر خاک...
"مهربان خدایم دوستت دارم"...
دیدگاه ها (۱)

*ولادت-کریم-اهل-بیت-امام-حسن-مجتبی-مبارک*ﮔﻔﺘﻢ ﺣﺴﻦ ﻭ ﮐﻮﭼﻪ ﯼ ﺑ...

نشسته غرق تماشای شیعیان خودش،کسی نیامده جز او سر قرار خودش…چ...

الهی من تو را یاری نکردم؛به غیر از معصیت کاری نکردم،جوانی‌ ر...

حکمتانه...دانه کوچک بود و کسی او را نمی‌دید. سال‌های سال گذش...

،کوله بار گناهانم بر دوشم سنگینی میکرد...ندا آمد بر در خانه ...

کوله بار گناهانم بر دوشم سنگینی میکرد...ندا آمد بر در خانه ا...

کوله بار گناهانم بر دوشم سنگینی میکرد...ندا آمد بر در خانه ا...

کوله بار گناهانم بر دوشم سنگینی میکرد...ندا آمد بر در خانه ا...

کوله بار گناهانم بر دوشم سنگینی میکرد...ندا آمد بر در خانه ا...

کوله بار گناهانم بر دوشم سنگینی میکرد... ندا آمد بر در خانه ...

کوله بار گناهانم بر دوشم سنگینی میکرد...ندا آمد بر در خانه ا...

کوله بار گناهانم بر دوشم سنگینی میکرد...ندا آمد بر در خانه ا...

کوله بار گناهانم بر دوشم سنگینی میکرد...ندا آمد بر در خانه ا...

کوله بار گناهانم بر دوشم سنگینی میکرد...ندا آمد بر در خانه ا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط