جیمیناین صبحونه رو دوست داری

𝒻𝒶𝓀ℯ🌞⁹³


جیمین:این صبحونه رو دوست داری؟
جیمین با عجله پشت میزش نشست و به میا خیره شد
میا:مستر پارک شوخی میکنی؟مگه میشه غلات شکلاتی رو دوست نداشته باشم؟
جین:پس زودتر بخور.تو ی این هوای بارونی روی همچین بالکونی لذت بخشه!


جیمین:میا تو توی ژاپن شغلی هم داشتی،درسته؟
میا:خب اره..به هرحال باید پول در میاوردم..
جیمین ابرویی بالا انداخت و به من نگاه کرد
جیمین:شغلت چی بود؟
میا:خب..kkm رو میشناسی؟معمولا که که ام صداش میکردن برای راحتی
جین ناگهان ظاهر شد و گفت
جین:جیمین همیشه کتاباشو میخونه.
میا:اون منم..
جین:منم جانی دپ هستم..
میا:من شوخی نمیکنم.دلیل مخفی نگه داشتنش تر از تهیونگ و جونگکوک بود.همین.
جین:عجب..
جیمین:پس اوضای خوبی داشتی..
میا:لیزا رو میشناسین؟
جیمین:اره.خب اون همیشه توی خونه ی تهیونگ بود
میا:اون کجاست؟
جین:اون رفت نیویورک..پیش دوست پسرش‌ قبلیش
از حرف جین خوشحال شدم.باورم نمیشد..با ذوق
که توی چهرم قابل خوندن بود گفتم
میا:یعنی..اون به ارزوش رسید؟
جیمین:البته الان جفتشون پور .ن استارن..
با حرف جیمین انگار روی من سطل اب جوش خالی شد.یعنی چی؟این چه شغلیه اخه
میا:چی؟شوخی میکنی؟
جین خنده ای کرد
جین:تنها استعدادشون همین بود.اگر پور .ن استار نمیشد با اون پسر ملاقات نمیکرد.از حق نگذریم ویدیو هاش واقعا خوبه
جیمین:جین!خدای من
دیدگاه ها (۰)

𝒻𝒶𝓀ℯ🌞⁹⁴میا:من امیدوار بودم ملاقاتش کنم...ولی انگار نمیتونم.ن...

𝒻𝒶𝓀ℯ🌞⁹⁵ پارت بعدی رو وقتی ۵۰۰تا شدم میزارم چه خوبه،یک اغوش ...

𝒻𝒶𝓀ℯ🌞⁹²"میا"این حرفا منطقی بود.راست میگن.من باید عذرخواهی کن...

𝒻𝒶𝓀ℯ🌞⁹¹لایک که نمیکردین،خب این هیچی نبود ولی چرا گزارش میکنی...

#شب_خاص. Part 32بله بالاخره ا...

چند پارتی درخواستی پارت 5جیمین. نگفته بودی ؟ ( آروم شوگا. ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط