{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

طاقتی دیگر ندارم کاسه یِ صبرم ترک برداشته

طاقتی دیگر ندارم کاسه یِ صبرم ترک برداشته

 

سوخت این دل با خیالت حال و روزِ شاپرک برداشته

 

با رقیبم سرخوشی از ناله هایم بی خبر هستی ولی

 

خوب شد چون دامنِ پاکیزه ات دیدم که لک برداشته

 

شور کردی آمدن را زخم هایم شد عمیق اما نشد

 

تا ببینی با دو چشمت زخم کاری را نمک برداشته

 

بر سرم آوار شد دنیا چو دیدم با رقیبم می پری

 

بی حیایی خشت های این وجودم تک به تک برداشته

 

آتشی افتاده در دل تا قیامت ناله دارد این دلم

 

سخت می بینم بیایی قلب زارم باز شک برداشته

سرگشته
دیدگاه ها (۱)

طاقتی دیگر ندارم کاسه یِ صبرم ترک برداشته سوخت این دل با خیا...

عاشقی کردم و دیدم بی گمانم عشق نیستبا هوس قاطی شد آن ای مهرب...

طاقتی دیگر ندارم کاسه یِ صبرم ترک برداشته سوخت این دل با خیا...

هر قدر من صادقم صد ها برابر نیستیدست مردی داده بودم تا برادر...

مست بودم بی مُروَّت زهر را هشیار ریختآخرش زهر خودش را بر دل ...

#فکرنو#تشییع-شهدا#شلمچه گمنام آشنا بیابه مناسبت استقبال از ۹...

حسین جعفری

پانته‌آ صفایی

میرسلیم خدایگان

مرغ آمین درد آلودی است کاواره بمانده رفته تا آنسوی این بیداد...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط