طاقتی دیگر ندارم کاسه یِ صبرم ترک برداشته
طاقتی دیگر ندارم کاسه یِ صبرم ترک برداشته
سوخت این دل با خیالت حال و روزِ شاپرک برداشته
با رقیبم سرخوشی از ناله هایم بی خبر هستی ولی
خوب شد چون دامنِ پاکیزه ات دیدم که لک برداشته
شور کردی آمدن را زخم هایم شد عمیق اما نشد
تا ببینی با دو چشمت زخم کاری را نمک برداشته
بر سرم آوار شد دنیا چو دیدم با رقیبم می پری
بی حیایی خشت های این وجودم تک به تک برداشته
آتشی افتاده در دل تا قیامت ناله دارد این دلم
سخت می بینم بیایی قلب زارم باز شک برداشته
سرگشته
سوخت این دل با خیالت حال و روزِ شاپرک برداشته
با رقیبم سرخوشی از ناله هایم بی خبر هستی ولی
خوب شد چون دامنِ پاکیزه ات دیدم که لک برداشته
شور کردی آمدن را زخم هایم شد عمیق اما نشد
تا ببینی با دو چشمت زخم کاری را نمک برداشته
بر سرم آوار شد دنیا چو دیدم با رقیبم می پری
بی حیایی خشت های این وجودم تک به تک برداشته
آتشی افتاده در دل تا قیامت ناله دارد این دلم
سخت می بینم بیایی قلب زارم باز شک برداشته
سرگشته
- ۸۸۸
- ۰۵ مهر ۱۳۹۵
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط