عاشقی کردم و دیدم بی گمانم عشق نیست
عاشقی کردم و دیدم بی گمانم عشق نیست
با هوس قاطی شد آن ای مهربانم عشق نیست
چند روزی عاشقی کن تا بفهمی حال من
غصه ها افتاده از دوری به جانم عشق نیست
بی ستون کندن خطایی بود ،از فرهاد چون
تیشه آمد بر دل و روح روانم عشق نیست
شور شیرین برسرِ هرکس زند دیوانه است
خون شد این دل باخیالت تا بدانم عشق نیست
عشق یعنی بی هوا وابستگی با هیچ و پوچ
می نویسم تا خودم امشب بخوانم عشق نیست
سرگشته
با هوس قاطی شد آن ای مهربانم عشق نیست
چند روزی عاشقی کن تا بفهمی حال من
غصه ها افتاده از دوری به جانم عشق نیست
بی ستون کندن خطایی بود ،از فرهاد چون
تیشه آمد بر دل و روح روانم عشق نیست
شور شیرین برسرِ هرکس زند دیوانه است
خون شد این دل باخیالت تا بدانم عشق نیست
عشق یعنی بی هوا وابستگی با هیچ و پوچ
می نویسم تا خودم امشب بخوانم عشق نیست
سرگشته
- ۱.۱k
- ۰۶ مهر ۱۳۹۵
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط