{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

my man

my man
part:5
(ویو لیان)
بلند شدیم و رفتیم تو ماشین تو ماشین هیچ حرفی نزدیم که رسیدیم دم در عمارت که گفت:ساعت ۷ میبینمت جوجه
لیان:خدافظ
درو بستم رفتم تو عمارت که میکاپ ا تیستارو دیدم یا خدااااا
دو زن نسبتا جوون بودن که یکیشون گفت
:خانوم بفرمایید بشینید که میکاپتون کنم
لیان:باشه
بعد از دو ساعت تموم شد خودمو تو آینه دیدم و گفتم
لیان:مچکرم
:انجام وظیفه بود خانوم
میکاپ ارتیستا رفتن منم رفتم پیش بابا
لیان:بابایی چطور شدم؟
پ.ل:من همیشه زیبا شدیم عروسکم
خنده ریزی کردم که باعث شد بابا فشارم بده
لیان:له شودمممم
بابا ولم کرد منم رفتم بالا تا آماده شم و لباس بپوشم
بعد از دو ساعت همه امدن
نشسته بودم که یکی دستشو دور کمرم انداخت
کوک:ادم مهو چشات میشه فسقلی
لیان:بالاخره اقا تشریف اوردن
کوک:معذرت میخوام کارم طول کشید
لیان:اشکالی نداره
بعد از کلی رقصیدن کوکو به دوستام معرفی کردم
همه از کوک خوششون امد ،کوکم تمام مدت داشت به من نگاه می‌کرد، این مرد دیوونست
پ.ل:امروز همه جمع شدیم تا تولد دختر منو جشن بگیریم .و خب. مهمی اعلام کنیم
دختر من و پسر جئون باهم دارن ازدواج می کنن
که یکدفعه کل عمارت رفت رو ه.ا همه دست جیغ هورا میگفتن و میرقصیدن
که به کوک گفتم:برسم تو حیات؟
کوک:بریم
رفتیم تو حیات رو تاپ نشستیم که گفت......
دیدگاه ها (۱)

my man part:3(ویو لیان)ساعت ۷:۳۰نوز خورشید از پنجره به صورتم...

my man part:4(ویو لیان)نگاهی بهش کردم که گوشمو نوازش کرد که ...

مافیای من

مافیای من

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط