{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

my man

my man
part:4
(ویو لیان)
نگاهی بهش کردم که گوشمو نوازش کرد که گفتم
لیان:برای چی هان؟!
کوک:ببین جوجه،منم موافق نبودم ولی پدرت برای اینکه تو پر امان باشی می خواد که با من ازدواج کنی،و من قول میدم هرجور که شده از تو محافظت کنم
لیان:من فقت....
کوک:میدونم میدونم تو فردا ۱۸ سالت میشه و هنوز سمت کمه ولی ما نمی‌تونیم مظر بدیم
عطسه ای کردم که باعث شد بخنده
کوک:تو واقعا خیلی نازی(بعدش لیان از زیر میز بیرون آورد و براید بغلش کردم و روی تختش نشست و لیان پاش نشوند)
احساس کردم لجام عین گوجه شده
کوک:فندق خانوم ما خجالتی شده؟
لیان:غول بیابونی
کوک:زبون درازم که هستی
لیان زبونشو به کوک نشون داد که باعث شد کوک قهقه بزنه
کوک:خب بریم پایین؟
لیان سری تکون داد و از روی پای کوک بلند شد و باهم ازدواج پله ها پایین رفتن
پ.ل:دخترم من متاسفم که سرت داد زدم
لیان:اشکالی نداره بابایی
پدرم لبخندی زد
پ.ج:پس قبول کردین عروس خانوم؟
لیان سر تکون داد
پ.ل:فردا تولد لیانه خ.شحال میشیم که بیاین
کوک:حتما
و خداحافظی کردیم و با پدرم سوار ماشین شدیم که .......
دیدگاه ها (۲)

my man part:3(ویو لیان)ساعت ۷:۳۰نوز خورشید از پنجره به صورتم...

my man part:5(ویو لیان)بلند شدیم و رفتیم تو ماشین تو ماشین ه...

my manpart:3(ویو کوک)با پدرم سوار ماشین شدیم و به سمت عمارت ...

my man.part:2(ویو لیان)بالاخره به عمارت رسیدیم همون عمارت قب...

P = 3از پله ها رفتم پایین که دیدم یه زن و شوهر و یک پسر خانو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط