مرد من نه با اسب سفید می آید و نه با بنز سیاه مرد من با د
مرد من نه با اسب سفید می آید و نه با بنز سیاه مرد من با دو پای خودش می آید.مرد من نه با حساب پر ونه باشرکتی در فلان جای شهر.بلکه با غرور و مردانگی اش می آید.مرد من آنقدرها هم رویایی نیست.یه آدم ساده که میشود از قامتش مغرور شد.که میشود خستگی هایش را فهمید.که چشمانش حرفی جز برای من ندارد.باید زن باشی تا بفهمی حتی یک شاخه گل وقتی از دست مردی میرسد که دستانش جز برای تو نیست چه عشقی دارد.هزار کادوی گران قیمت پیشکش.باید زن باشی تاببینی همان دستها چیزی است فراتر از دست محکم.... امن است......اطمینان دارد..... .... مرد من مرد می آید.
- ۱.۴k
- ۲۱ بهمن ۱۳۹۲
دیدگاه ها (۴)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط