{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

آ باشه پس خبرم کنید

+آ باشه پس خبرم کنید
$چشم حتما
الان یروزه تو بیمارستانم پس رفتم عمارت خودم و یه دوش ۲۰ مینی گرفتم و اومدم بیرون لباسم رو پوشیدم و روی تخت خودم رو انداختم
گوشیم رو چک کردم که دکتر ۷ بار بهم زنگ زده
_دِ شیباللل آخه چرا من تو حموم بودم زنگ زده
+ا...الوو
$سلام آقای جئون...خانومتون بهوش اومده فقط هزیون میگه
داشتم با دکتر حرف میزدم
منظورش از هزیون چیه
$صدام رو دارید
+بله منظورتون از هزیون چیه(تعجب)
$خب...
_دکتر جوننننننن
$شنیدین
داشتم از خنده پاره میشدم پس یه ریز خنده کردم
+ب...بله(خنده)
_شماره میدی پارههه کنیممم
$امکانش هست زودتر بیاین
+ام...چشم چشم الان میام
_دکتر اسمت چیه؟چقدر تو کراشییی
سوار ماشین شدم و به سمت بیمارستان رفتم
+وایسا بیام اونجا...نیازی به شماره نیست خودم پارت میکنم(پوزخند)
ویو بیمارستان
رفتم سمت اتاق ا.ت که دیدم داره با دکتر صحبت میکنه
رفتم تو
_دکتر واقعا ببخشید
$مشکلی نیست
_دکتر من هوشیار نبودم ببخشید اون حرفارو از روی واقعیت نزدم
$کنچانا کنچانا(اشکالی نداره...بلدین دیگه؟😂)
$همسرتون هم اومدن
_ه...همسرم کیه؟
+منم
$خب من تنهاتون میزارم
+باشه ممنونم دکتر
ویو ا.ت
وقتی بهوش اومدم دکتر بالا سرم بود
دکتر حرفایی بهم زد که من صورتم قرمز شد
یعنی من چی گفتم
وایی آبروم رفت
از دکتر معذرت خواهی کردم که گفت همسرتون
همسر؟
منظورش چیه؟
به در نگاه کردم
ا...اون جونگکوک بود
دکتر رفت که جونگکوک اومد سمتم
خیلی نزدیک میومد سعی داشتم برم که نمیتونستم
چون نمیتونستم تکون بخورم
روی تخت نشسته بودم
اومد سمتم و صورتش رو بهم نزدیک کرد
طوری که اگه حرف میزد لبامون بهم برخورد میکرد
+میخوای من شماره بدم پاره کنیم(پوزخند)
_مُ(چی؟...عسیسم کره ای بلدی دیگه؟💅)
صورتش رو آورد نزدیک تر
جوری که...
اون داشت منو میبوسید
لبامون نیم سانتی هم فاصله نداشت که.‌..
دیدگاه ها (۴)

داشت نزدیک صورتم میومد که...یهو در باز شد و جونگکوک ازم جدا ...

هعی😔...کپشن چک شه لطفابچه ها من امروز کلا وقت نداشتم وگرنه م...

ویو شامموقع شام شدشاممون رو خوردیمو از جونگکوک و خانوادش خدا...

فالو بشه🎀🌸@minyoongi199minyoongi

عشق یا نفرت؟ (طابع قوانین ویسگون) P³⁰✦پرش زمانی به دو روز بع...

پنج دقیقه تا مرگ { پارت ۷ }

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط