{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

ویو شام

ویو شام
موقع شام شد
شاممون رو خوردیم
و از جونگکوک و خانوادش خداخافظی کردیم
خواستم برم تو اتاقم که پدربزرگ صدام زد
€چرا لباست باز بود(داد)
_نبود بابا...
€منو بابابزرگ صدا نکن...آقای جئون(سرد و داد)
_آقای جئون لباس یونا که از من بازتر بود
€نبود...اونو وارد بحث نکن تو با اونا فرق داری
_آقای جئون لباسم خیلی مناسب بود
€نبوددد(داد)
اومد سمتم و یه سیلی بهم زد
داد و بحث میکرد که...
ویو جونگکوک
لعنتی ماشینمون خراب شد
مامان گفت برم تو خونه ی بابابزرگ تا بهش بگم که امشب رو اینجا بخوابیم
رفتم بالا دیدم صدای داد و بیداد میاد
از صدا فهمیدم بابابزرگ داره با ا.ت دعوا میکنه
خواستم برم در بزنم که صدای خیلی بدی اومد
مثل صدای یه سیلی از بابابزرگ به ا.ت
درو زدم که سریع در وا شد
+مادربزرگ ماشینمون خراب شده میشه اینجا بمونیم
مادربزرگ یه نگاه به بابابزرگ انداخت
€بمونه
یه نگاه به زمین کردم که دیدم یکی افتاده زمین
ا...اون ا.ت بود
که با سیلی افتاده بود زمین
رفتم توی خونه که به ا.ت دست بزنم ولی بابابزرگ نذاشت
€این به تو ربطی نداره بچه
+آقای جئون اون بیهوشه
€به دکتر میگم بیاد
+ا...اون بهوش نمیاد
€انقدر دلسوز بقیه نباش(داد و سرد)
براید استایل بغلش کردم و از چارچوب در خارج شدم
€هی کجا اونو می بری
&بابا بزرگ چیزی شده
€اوففف(کلافه)یونا برو دنبال جونگکوک و بهش بگو همین الان ا.ت رو برگردونه
&ا.ت رو برگردونه(تعجب)
٪آره ا.ت با سیلی بابابزرگ بیهوش شد و جونگکوک اونو براید بغلش کرد و برد
&(پوزخند)هه دختره ی عوضی فکر میکنه با این کارا میتونه دل جونگکوک رو بدست بیاره
&باشه مامان من میرم دنبالش
٪برو عزیزم
ا.ت رو سریع میخواستم ببرم تو ماشین که...
دست کسی رو روی شونم احساس کردم
&جونگکوک(عشوه)بابابزرگ گفت ا.ت رو برگردون
+به تو ربطی نداره برو بهش بگو برنمیگردونم
&حالا کجا میخوای ببریش این دختره ی...
+فحشی نشنوم(سرد و داد)بیمارستان
&ددی جونگکوک من...
تا خواست حرفی بزنه یه بوق زدم که ترسید
بوق رو زدم و حرکت کردم به سمت بیمارستان
ویو بیمارستان
+آقای دکتر چیزی شده
$نه فقط یه شک عصبی بهش وارد شد بخاطر سیلی که خورده بود
+الان خوبه
$بیهوشه
+بهوش میاد
$میاد نگران نباشید
+ممنون آقای دکتر جیهوپ
$وظیفم بود
من چرا اونو آوردم اصلا کاشکی میمرد و من باهاش ازدواج نمیکردم
آخه گناه داشت
جونگکوک این چه حرفیه میزنی تو یه آدم سنگ دل و آدم کشی
حالا یه آدمو نجات دادی
آهههه فاکککک بهت جونگکوک(ببخشیدا فیکه دیگه)
ویو یه روز بعد
الان یه روزه بهوش نمیاد
رفتم سمت اتاق دکتر
+آقای دکتر چرا بهوش نمیاد
$میاد نگران نباشید
$میگم شما یه روزه اینجایید بنظرم برید بهوش اومد بهتون زنگ میزنم نگران نباشید
دیدگاه ها (۲)

+آ باشه پس خبرم کنید$چشم حتماالان یروزه تو بیمارستانم پس رفت...

داشت نزدیک صورتم میومد که...یهو در باز شد و جونگکوک ازم جدا ...

فالو بشه🎀🌸@minyoongi199minyoongi

تو مال منی(1)p¹_تو کی هستی؟...:یه شاهزاده که برای نجات تو او...

Part 23کوک ویو لباس تنه خودم و ا،ت کردم و به سمت بیمارستان ح...

عشق مافیا

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط