{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

شب آخر که به خیمه،سخن از آب افتاد

شب آخر که به خیمه،سخن از آب افتاد
دل عباس ز غیرت به تب و تاب افتاد
جرعه ای آب ننوشید ولی در عوضش
دهن عالمی از غیرت او آب افتاد..
دیدگاه ها (۱)

وقتش رسیدو ثانیه،حساس میشود"جمعه" بویحرم،یاس می شودامروز برا...

این همه آدم رفتند و نیامده اند...وفقط یک نفر هست که رفت ،وهـ...

عاشقی رایج نبود عباس آن را باب کرد.....او دو دستش را کنار عل...

بچه لاتا بسم الله..این شبارو حداقل بخاطره غیرت و مردونگی آقا...

آمده‌ام که سر نهم عشق تو را به سر برمور تو بگوییم که نی نی ش...

بسم الله الرحمن الرحیم بغضی نشسته در گلوی من ای دل چه می‌کنی...

آورده‌اند که: روزی خواجه‌ای در میان گروهی از عوام اندر فواید...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط