پارت ۱۶: آخرین رقصِ سایهها
پارت ۱۶: آخرین رقصِ سایهها
(از دید: ات)
صدایِ برخوردِ کفشهایِ تهیونگ رویِ کفِ سنگیِ سالن، تنها صدایی بود که شنیده میشد. بقیه عقب ایستاده بودیم. کوک، جین و جیمین، راهِ فرار رو بسته بودن و اجازه نمیدادن حتی یک نفر هم مداخله کنه. این دوئل، فقط بینِ تهیونگ و سوهو بود.
سوهو پوزخندی زد و چاقویِ ضامندارش رو درآورد. «تهیونگ، تو همیشه فکر میکردی با وفاداری و قدرت میتونی دنیایِ من رو شکست بدی، اما اینجا… تویِ این تاریکی، فقط بیرحمیه که حرف اول رو میزنه.»
تهیونگ چاقو رو کنار گذاشت و کتش رو درآورد. نگاهش سردتر از یخ بود. «تو حتی معنیِ بیرحمی رو نمیدونی، سوهو. تو فقط یه بزدلی که پشتِ نقابها قایم میشد.»
تهیونگ اولین حمله رو کرد. حرکاتش مثلِ رقص بود؛ سریع، دقیق و کشنده. سوهو سعی کرد ضربهای به شکمِ تهیونگ بزنه، اما تهیونگ با یک چرخشِ نرم، دستِ سوهو رو گرفت و با آرنج، ضربهیِ سنگینی به قفسهیِ سینهاش زد. صدایِ خرد شدنِ چیزی اومد؛ سوهو چند قدم عقب رفت و به ستونِ سنگی تکیه داد.
من نفسم رو حبس کرده بودم. دلم میخواست بدوم سمتش، ولی میدونستم این دوئل، تقدیرِ خودِ تهیونگه.
سوهو که از درد به خودش میپیچید، چاقوش رو با خشمِ بیشتری در دست گرفت و دوباره حمله کرد. اینبار تهیونگ جاخالی نداد؛ گذاشت چاقو از کنارِ بازوش رد بشه و همون لحظه، مچِ دستِ سوهو رو چنان فشاری داد که چاقو رویِ زمین افتاد.
تهیونگ، سوهو رو به دیوار کوبید و یقهاش رو گرفت. «این برایِ تمامِ لحظاتی که سعی کردی نزدیکانم رو ازم بگیری.»
سوهو با صورتی کبود خندید: «هنوز… هنوز تموم نشده… تهیونگ…»
تهیونگ قبل از اینکه سوهو بتونه حرفِ دیگهای بزنه، با یک ضربهیِ نهاییِ فنی، اون رو نقشِ بر زمین کرد. سوهو بیهوش شد. تهیونگ بالا سرش ایستاد و نفسنفس میزد.
سکوتِ وحشتناکی سالن رو فرا گرفت. تهیونگ به سمتِ من برگشت. چشماش هنوز از آدرنالین میدرخشید، اما وقتی به من رسید، اون نگاهِ وحشی جاش رو به گرمایِ همیشگی داد. قدمبهقدم به سمتم اومد…
ادامه دارد.........
پارت ۱۷ یعنی پارت بعد خیلی خفنه و پر از اکشنه مطمئنم عاشقش میشین و برای اینکه اون پارت رو داشته باشین فقط کافیه بازنشر رو به ۵ برسونید و تا جایی که فکر میکنی نیازه میتونی داهل قسمت لایک حمایتم کنی شنکیو بای بای💕😘✨
(از دید: ات)
صدایِ برخوردِ کفشهایِ تهیونگ رویِ کفِ سنگیِ سالن، تنها صدایی بود که شنیده میشد. بقیه عقب ایستاده بودیم. کوک، جین و جیمین، راهِ فرار رو بسته بودن و اجازه نمیدادن حتی یک نفر هم مداخله کنه. این دوئل، فقط بینِ تهیونگ و سوهو بود.
سوهو پوزخندی زد و چاقویِ ضامندارش رو درآورد. «تهیونگ، تو همیشه فکر میکردی با وفاداری و قدرت میتونی دنیایِ من رو شکست بدی، اما اینجا… تویِ این تاریکی، فقط بیرحمیه که حرف اول رو میزنه.»
تهیونگ چاقو رو کنار گذاشت و کتش رو درآورد. نگاهش سردتر از یخ بود. «تو حتی معنیِ بیرحمی رو نمیدونی، سوهو. تو فقط یه بزدلی که پشتِ نقابها قایم میشد.»
تهیونگ اولین حمله رو کرد. حرکاتش مثلِ رقص بود؛ سریع، دقیق و کشنده. سوهو سعی کرد ضربهای به شکمِ تهیونگ بزنه، اما تهیونگ با یک چرخشِ نرم، دستِ سوهو رو گرفت و با آرنج، ضربهیِ سنگینی به قفسهیِ سینهاش زد. صدایِ خرد شدنِ چیزی اومد؛ سوهو چند قدم عقب رفت و به ستونِ سنگی تکیه داد.
من نفسم رو حبس کرده بودم. دلم میخواست بدوم سمتش، ولی میدونستم این دوئل، تقدیرِ خودِ تهیونگه.
سوهو که از درد به خودش میپیچید، چاقوش رو با خشمِ بیشتری در دست گرفت و دوباره حمله کرد. اینبار تهیونگ جاخالی نداد؛ گذاشت چاقو از کنارِ بازوش رد بشه و همون لحظه، مچِ دستِ سوهو رو چنان فشاری داد که چاقو رویِ زمین افتاد.
تهیونگ، سوهو رو به دیوار کوبید و یقهاش رو گرفت. «این برایِ تمامِ لحظاتی که سعی کردی نزدیکانم رو ازم بگیری.»
سوهو با صورتی کبود خندید: «هنوز… هنوز تموم نشده… تهیونگ…»
تهیونگ قبل از اینکه سوهو بتونه حرفِ دیگهای بزنه، با یک ضربهیِ نهاییِ فنی، اون رو نقشِ بر زمین کرد. سوهو بیهوش شد. تهیونگ بالا سرش ایستاد و نفسنفس میزد.
سکوتِ وحشتناکی سالن رو فرا گرفت. تهیونگ به سمتِ من برگشت. چشماش هنوز از آدرنالین میدرخشید، اما وقتی به من رسید، اون نگاهِ وحشی جاش رو به گرمایِ همیشگی داد. قدمبهقدم به سمتم اومد…
ادامه دارد.........
پارت ۱۷ یعنی پارت بعد خیلی خفنه و پر از اکشنه مطمئنم عاشقش میشین و برای اینکه اون پارت رو داشته باشین فقط کافیه بازنشر رو به ۵ برسونید و تا جایی که فکر میکنی نیازه میتونی داهل قسمت لایک حمایتم کنی شنکیو بای بای💕😘✨
- ۲.۶k
- ۰۴ مرداد ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط