{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

اسمش را ذخیره کردم داخل گوشی...

اسمش را ذخیره کردم داخل گوشی...
زنگ که می خورد...
قندی بود که در دلم آب میشد...
اصلاً از قصد دیر جواب می دادم ...
که بیشتر ذوق کنم...
وقتی می خواستم زنگ بزنم...
لازم نبود اول اسمش را تایپ کنم...
همان سر لیستِ تمامِ اسم ها ...
با افتخار ایستاده بود...
حالا سالهاست که ندارمش!
و هر کجا می بینم...
ناخودآگاه لبخندِ تلخی...
خودش را به زور گوشه ی لبم جا می کند...
دیدگاه ها (۳)

ﺳﮑــــــــــﻮﺕ ﻣﯽ ﮐﻨﻢ ...ﻣﯽ ﮔﺬﺍﺭﻡ ﺍﻧﺴﺎﻥ ﻫﺎ ﺗﺎ ﺍﻧﺘﻬﺎﯼ ﻗﻀـــــ...

ﺩﺭﺯﻣﺎﻧﻪ آﺭﺯﻭﻧﮑﻦ ﮐﻪ ﺟﺎﯼ ﮐﺴﯽ ﺑﺎﺷﯽ!ﭼﻮﻥ ﺍﮔﺮ آﺭﺯﻭﯾﺖ ﺑﺮآﻭﺭﺩﻩﺷﺪ،ﺟﺎﯼ...

کاش فاصله ها مثل سیاهی مداد بودندتا به هنگام دلتنگی آنها را ...

دلمبرای بودن هایت هم تنگ میشود نبودن هایت که جای خود

.---### فصل ۴: شماره‌ای که دنیا را تکان می‌دهد**راوی: میتسور...

میبخشی پارت ۱

سناریو اسلیترین + بعضی گریفیندوری ها

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط