و منم میخواست بده به یه ادم عوضی
و منم میخواست بده به یه ادم عوضی
که اسمش سهیل بود ولی الان پلیس دستگیرش کرده
اما بابام تو همون دوران منو به زور با سهیل عقد کرد خیلی اذیتم میکرد من نمیتونستم یه روز واسه خودم باشیم تا اینکه فرار کردمو الانم که از اون سال تا الان هیچ اتفاقی نیوفتاده تا الان
حامی: ببخشید پرسیدم
نمیخواستم حالتو خراب کنم حالا طلاق گرفتی؟
من: اره همون موقع با بدبختی کارشو تموم کردم
همینجوری که داشتم حرف میزدم سرم اوردم بالا و دیدم حامی با چشمای پر از اشک داره بهم نگا میکنه من: عه وا ببخشید من دیگ ادامه نمیدم
نمیخواستم حالتو خراب کنم
حامی: نه نه عیبی نداره
(اومدم اشکای حامی رو پاک کنم که یهو خواهرش وارد اتاق شد)
جانا: عه عه ببخشید سر زده وارد شدم اومدم براتون ابمیوه بیارم😁
من: نه بابا این چه حرفیه دستت درد نکنه
حامی : مرسی ابجی ولی ازین به بعد در بزن بیا تو
جانا: خیله خب ایش😑
که اسمش سهیل بود ولی الان پلیس دستگیرش کرده
اما بابام تو همون دوران منو به زور با سهیل عقد کرد خیلی اذیتم میکرد من نمیتونستم یه روز واسه خودم باشیم تا اینکه فرار کردمو الانم که از اون سال تا الان هیچ اتفاقی نیوفتاده تا الان
حامی: ببخشید پرسیدم
نمیخواستم حالتو خراب کنم حالا طلاق گرفتی؟
من: اره همون موقع با بدبختی کارشو تموم کردم
همینجوری که داشتم حرف میزدم سرم اوردم بالا و دیدم حامی با چشمای پر از اشک داره بهم نگا میکنه من: عه وا ببخشید من دیگ ادامه نمیدم
نمیخواستم حالتو خراب کنم
حامی: نه نه عیبی نداره
(اومدم اشکای حامی رو پاک کنم که یهو خواهرش وارد اتاق شد)
جانا: عه عه ببخشید سر زده وارد شدم اومدم براتون ابمیوه بیارم😁
من: نه بابا این چه حرفیه دستت درد نکنه
حامی : مرسی ابجی ولی ازین به بعد در بزن بیا تو
جانا: خیله خب ایش😑
- ۲.۸k
- ۲۳ خرداد ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۴)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط