{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

ده سال بعد از حالِ این روزام 

ده سال بعد از حالِ این روزام 
با کافه های بی تو درگیرم
گفتم جهانِ بی تو یعنی مرگ
ده ساله رفتی و نمی میرم

ده سال بعد از حال این روزام
تو توو آغوش یکی خوابی
من گفتم و دکتر موافق نیست!
تو بهتر از قرصای اعصابی

ده سال بعد از حال این روزام
من چهل سالم میشه و تنهام
با حوصله قرمز،سفید،آبی 
رنگین کمون میسازم از قرصام

میترسم از هرچی که جا مونده
از ریمل با گریه هام جاری
از سایه روشن های بعد از من
از همسری که دوستش داری

گرمِ هم آغوشی و لبخندی
توو بستر بی تابتون تا صبح
تکلیف تنهاییم روشن بود
مثله چراغ خوابتوون تا صبح

یه عمر بعد از حال این روزام
یه پیرزنم توی یه کافه
دلم بارون میخواد اما هوا
مثه موهای دخترت صافه...
دیدگاه ها (۴)

تا وقتی به‌این فکر چسبیده‌اید که دلیل خوب زندگی نکردنتان، بی...

یک روزبلکه پنجاه سال دیگرموهای نوه‌ات را نوازش می‌کنیدر ایوا...

من همان دختری هستم که بعدها به دخترت نشان میدهی و می گویی : ...

اوففففف

تک پارتیاز:جیهوپاسم:آغازی دوباره در تاریکیعلامت ها:+جیهوپ_سو...

رمان عشق مافیا پارت 4 از زبان ا/تاگر رسانه ها بفهمن صددرصد خ...

part 5ویو آناستازیا صبح از خواب پا شدم و روی تخت نشستم و به ...

پارت ۹ (ویو یونمین)«خب جونک‌کوک‌....ساعت ⁶:³² هست دیگه باید ...

part 2ویو آناستازیا و گفتم چیز دیگه لازم ندارید خیلی سرد جوا...

#رد_خون_و_بوسه19راوی:لارا صبح رفت عمارت تهیونگ برای ثابت کرد...

پارت نمیدونم چند حاجی شرمندت 😊 همون لحظه سانزو برگشت و بغل گ...

«پارت پنجم ». آرزوی من »صبح از خواب بیدار شدم به خاطر آرا...

پارت: 8 (بخش1) زاویه دید: هیزلبوی پیاز داغ سوخته و مایع ظرفش...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط