{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

.

.
.
می‌بوسَمَت مُکرّر وُ لبخند می‌زنی
شیرین‌لبی وُ طعنه به هر قند می‌زنی

همچون رُخِ دو عاشقِ سرمستِ بی‌قرار
جان را به مِهرَبانیِ خود بند می‌زنی

هر عِشوه‌ی تو غزل‌وار؛ شعر می‌گردد
با هر کرشمه؛ قافیه تا چند می‌زنی؟

بازارِ دلگُشای وکیلی وُ در سَخا
پهلو به شاهِ سلسله‌ی زند می‌زنی

من دائم از تو طلبکار بوسه می‌شَوَم وُ
در تسویه‌ حساب؛ تو ترفند می‌زنی

لبخند نیست پاسخِ گُلبوسه‌های من
غم را به اشتیاق؛ چه پیوند می‌زنی!؟
دیدگاه ها (۲)

رمان:تاوقتی که عاشقت شدم

پارت ۲۸اتاقِ تمرینِ رقص، با آینه‌های قدیِ عظیم و کفپوشِ چوبی...

when silence became a scream p22

با نامِ خدایی که زیبایی را در پوشش و شکوه را در وقار نهاده ا...

..می‌بوسَمَت مُکرّر وُ لبخند می‌زنیشیرین‌لبی وُ طعنه به هر ق...

..می‌بوسَمَت مُکرّر وُ لبخند می‌زنیشیرین‌لبی وُ طعنه به هر ق...

..می‌بوسَمَت مُکرّر وُ لبخند می‌زنیشیرین‌لبی وُ طعنه به هر ق...

..می‌بوسَمَت مُکرّر وُ لبخند می‌زنیشیرین‌لبی وُ طعنه به هر ق...

مرحبا بر تو که لبخند زدن را بلدیبه غم تلخی جان قند زدن را بل...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط