{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

علامت های شخصیت های اصلی

علامت های شخصیت های اصلی}
علامت ات ☆
علامت املی <مامان ات> ○
علامت فیلیکس<داداش ات> □
علامت جئون جونکوک ~
علامت لونا <دوست ات> ♤

✨️خودم و خودت✨️
✨️پارت هجدهم✨️

ویو جونکوک✨️

صبحِ فردا، تو برجِ ۵۰ طبقهٔ آقای هوفمان مشتریِ آلمانیِ بداخلاق مثلِ گاوِ نر به میز کوبید:

هوفمان: این چه گزارشیّه؟! مگه من بیکارم؟ اگه تا ساعت ۱۱ اصلاح نشه قرارداد رو جلویِ چشمتون پاره می‌کنم!

☆: آقای هوفمان... لطفاً صفحهٔ ۳ رو نگاه کنین. مشکل اینجاست: تیمِ شما واحدها رو از "کیلو" به "تُن" تبدیل نکرده!

سکوتِ مرگ‌باری اُفتاد. هوفمان عینکش رو جلو کشید. صورتش اول سرخ شد... بعد سفید... بعد مثلِ زردچوبه زرد شد! ده دقیقه فقط ورق می‌زد. آخرش سرش رو بالا آورد:

هوفمان: خدای من... این دختر... این دختر یه معجزه‌ست! (به من نگاه کرد) "آقای جونگوک! شما رو چه به این گنج؟

عصر، تو کافهٔ قشنگِ کنارِ رود نشسته بودیم. بویِ نون‌های تازهٔ آلمانی می‌اومد. قهوه‌ش رو هورت کشید:

☆: (خسته) فکر می‌کنی فردا چی می‌شه؟

~: شرط می‌بندم تو رو معاونِ ارشدِ من می‌کنن!

☆: خب... شرطت چیه؟

~: اگه باختم، یه هفته تمام ظرف‌های خونهٔ تو رو می‌شورم! حتی قابلمه‌ها رو!

☆: اگه من باختم چی؟

~: اونوقت تو باید...

یهو صدایِ خنده اومد. هوفمان از پشتِ گلدونِ بزرگ پیداش شد:

هوفمان: من شاهدم! و خانم ات فردا بهتون نامهٔ انتصاب می‌دم: &#x27;معاونتِ توسعهٔ بین‌الملل&#x27;!

☆ یه جیغِ کوچیک کشید و پرید تو آغوشم. تو گوشم زمزمه کرد: "حالا دیگه تا ابد بهت چسبیدم... هم تو کار، هم تو زندگی!

لایک؟خوشحالم کنید:)🎀
دیدگاه ها (۰)

علامت های شخصیت های اصلی} علامت ات ☆علامت املی <مامان ات> ○ع...

علامت های شخصیت های اصلی} علامت ات ☆علامت املی <مامان ات> ○ع...

علامت های شخصیت های اصلی} علامت ات ☆علامت املی <مامان ات> ○ع...

علامت های شخصیت های اصلی} علامت ات ☆علامت املی <مامان ات> ○ع...

دانشگاه تهران همایش گذاشته در مورد بازیسازی و چنتا داور خارج...

شکن نکنین که جریان اصلی اصلاح طلبی ,جاسوس حرامزاده و مزدورن ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط