{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

طبیبان بر سر بالین من آهسته می گویند ک امشب تا سحر این عا

طبیبان بر سر بالین من آهسته می گویند ک امشب تا سحر این عاشق دیوانه میمیرد رقیب از آرزوی اینکه از مرگم خبر یابد به هر جا میرسد حال من بیمار میگیردچه سنگین میرود این مرده از بس آرزو دارد
دیدگاه ها (۶)

hiiiiis

hiiiiiis

میروم تا که در میخانه کمی مست کنم جرعه بالا بزنم آنچه نبایست...

hiiiiiis

𝕯𝖗𝖊𝖆𝖒 𝖜𝖎𝖙𝖍 𝖒𝖊⁴شَب هَمهِ ما یِڪی بود، اَما تاریڪی هایِمان فَر...

پارت:²صبح، با صدای باز شدن پرده‌ها آغاز نشد؛ با صدای باران آ...

طبیبان بر سر بالین من اهسته میگفتند...که امشب تا سحر این عاش...

طبیبان بر سر بالین من آهسته می گفتند********که امشب تا سحر ا...

طبیبان بر سر بالین من آهسته می گفتند :ک امشب تا سحر این عاشق...

طبیبان بر سر بالین من آهسته می گفتند :ک امشب تا سحر این عاشق...

طبیبان برسربالین من آهسته میگفتند که امشب تا سحر ا...

طبیـــــــبان بر سر بــــــالین من آهــــــسته می گفتند که ...

طبیبان بر سرِ بالین من آهسته می‌گویندکه «امشب تا سحر این عاش...

طبیبان برسربالین من اهسته ميگفتند كه امشب تا سحراين عاشق دل ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط