{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

طبیبان بر سر بالین من آهسته می گفتند :ک امشب تا سحر این ع

طبیبان بر سر بالین من آهسته می گفتند :ک امشب تا سحر این عاشق دلخسته می میرد، ز هر جا بگذرد تابوت من غوغا بپا خیزد، چه سنگین میرود این مرده از بس آرزو دارد.
دیدگاه ها (۱۲)

زنــــــــهـ[ـآ] نمــکِ زنـבگی اَنــ ... ツاگـِ ه نباشـَن مــ...

او ﯾﮏ ﺯن است!ﻧﻪ ﺟﻨﺲ ﺩﻭﻡﻧﻪ ﯾﮏ ﻣﻮﺟﻮﺩ ﺗﺎﺑﻊ،ﻧﻪ ﯾﮏ ﺿﻌﯿﻔﻪ،ﻧﻪ ﯾﮏ ﺗﺎ...

....

....

تقدیم باعشق خدمتِ باسعادتِ زندگیم:🫂چراغ لاله روشن در حباب شب...

You hear that?- Mehrdad Pirshahbaz - Scream It Out (Ft Mohsen Mirnia and Aura)

𝑳𝒐𝒗𝒆 𝒐𝒓 𝒍𝒊𝒆❸'به همین داغ بسوزی که مرا سوخته‌ای'#صائب_تبریزی✮...

معاملهp1باران از نیمه‌شب شروع شده بود.قطره‌ها روی شیشه‌های ب...

#تاج_و_طوفانپارت ۱۷۹: دعوا و دخالت پدرجونگ‌کوک و تهیونگ داشت...

خواهر یه کوالا پارت ۲۴

طبیبان بر سر بالین من آهسته می گفتند :ک امشب تا سحر این عاشق...

طبیبان بر سر بالین من اهسته میگفتند...که امشب تا سحر این عاش...

طبیبان بر سر بالین من آهسته می گفتند********که امشب تا سحر ا...

طبیبان برسربالین من آهسته میگفتند که امشب تا سحر ا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط