{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

طبیبان بر سرِ بالین من آهسته می‌گویند

طبیبان بر سرِ بالین من آهسته می‌گویند
که «امشب تا سحر این عاشقِ دیوانه می‌میرد»

دلم در سینه می‌نالد
تورا نادیده می‌میرم
حدیث آرزوهایم همه ناگفته می‌ماند

زِ هرجا بگذرد تابوت من غوغا بپا خیزید
چه سنگین می‌رود این مُرده از بس آرزو دارد

نمی‌خواهم سحرگاهی زِ چشمت گوهری غلطد
نمی‌خواهم دلِ پاکِ تورا غمها بیازارد
دیدگاه ها (۱۳)

کاش یه اپلیکیشنی میساختین نشون بده حداقل طرف به ما فکر میکنه...

‏آدمه دیگه، کارش حساب کتاب که نداره....یهو دلش تنگ میشه واسه...

گفتم: ببار ... ، گفت که باران گرفتنی ‌استگفتم: دلم... ، گفت:...

شاعر: #محمد_علی_بهمنیاز زندگی از این همه تکرار خسته اماز های...

طبیبان بر سر بالین من آهسته می گفتند :ک امشب تا سحر این عاشق...

طبیبان بر سر بالین من آهسته می گفتند :ک امشب تا سحر این عاشق...

طبیبان بر سر بالین من اهسته میگفتند...که امشب تا سحر این عاش...

طبیبان بر سر بالین من آهسته می گفتند********که امشب تا سحر ا...

طبیـــــــبان بر سر بــــــالین من آهــــــسته می گفتند که ...

#فال_روزانه...#فال_حافظ...۹۶/۶/۹فال روزانه متولدین فروردین:ش...

فلک کور است دل شوریده در شور استصدای خنده و آواز می آیدز کوی...

فلک کور است دل شوریده در شور استصدای خنده و آواز می آیدز کوی...

شب است و ماه می رقصد ستاره نقره می پاشدنسیم پونه و عطر شقایق...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط