{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

عاقلانه کنارگذاشتمت ؛ اما

عاقلانه کنارگذاشتمت ؛ اما
هر بار که
مژه ای می افتد
روی گونه ام
بی اختیار ، تو را آرزو می کنم...

مثل بعضی صبح ها
که یادم می رود نیستی ؛
وَ بلند می گویم :
صبح به خیر...
دیدگاه ها (۱)

‌ کاش همان بارِ اول که دیدمت،همان جا پیشانی ات را میبوسیدم و...

من به بی رحمی "اتفاق" معتقدم. اینکه وقتی میفته، می خواد زندگ...

سال ها بعد..درآستانه ی"چهل سالگی"بی شک دیگر..نه'نام خانوادگی...

آنقَدَر مینویسم...که هرجای دنیا لانه کرده باشی،از هر برنامه ...

با تبسم چال می افتد به روی گونه ات🌸می شود با بوسه ای من پر ک...

‏ تا آفتاب می‌رود و صبح می‌دمدعاید به خیر باد صباح و مسای تو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط