{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

نه تو می مانی نه اندوه

نه تو می مانی نه اندوه
و نه هیچ یک از مردم این آبادی
به حباب نگران لب یک رود قسم
و به کوتاهی آن لحظه شادی که گذشت
غضه هم خواهد رفت
آن چنانی که فقط خاطره ای خواهد ماند
لحظه ها عریانند
به تن لحظه خود جامه اندوه مپوشان هرگز
تو به آیینه
نه آیینه به تو، خیره شده است
تو اگر خنده کنی، او به تو خواهد خندید
و اگر بغض کنی
آه از آیینه دنیا، که چه ها خواهد کرد
گمجه دیروزت پر شد از حسرت و اندوه و چه حیف
بسته های فردا، همه ای کاش ای کاش
ظرف این لحظه، ولیکن خالی است
ساحت سینه، پذیرای چه کس خواهد بود
غم که از راه رسید، در این سینه بر او باز مکن
تا خدا، یک رگ گردن باقی است
تا خدا مانده، به غم وعده این خانه مده........
دنیاتون بی غم و پر از شادی :))))))
دیدگاه ها (۱)

خدای آرامشدلم برای کوچولو بودن تنگ شده

گاهی باید برگشت و به خود نگاه کرد

اگر جای دانه هایت را که روزی کاشته ای فراموش کردی باران روزی...

سلاااااااااام دوستای گلم صبحتون متعالی روزتون پرتقالی یه روز...

#روزگارتون‌لبریز‌‌دلخوشی🌸🤍این‌که آدم یک جهان تنهاست #بعضی_وق...

شهید جواد پرویزی محل شهادت : شیراز چرا صورت پر نورت را برایم...

AR-Lp 36

ترا چون من فراوانند - مرا چون تو کجا باشد

وقتی می‌خندی، دنیای من دگرگون می‌شود؛ انگار در آن لحظه‌ها تم...

🌸حرف بزن...اما طوری حرف بزن که بدانی خدایت راضی است و به تو ...

بسم الله الرحمن الرحیم پرستندهٔ خدای بخشنده و مهربان :خداپرس...

عاشقانه های شبنم

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط