{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

دو تا چشم میکشم پایینش دو قطره اشک

دو تا چشم میکشم پایینش دو قطره اشک
فکر می کنم نگرانمی
دو تا چشم میکشم
روبه روش یه جاده فکر میکنم
چشم انتظارمی
عکس یه پارک میکشم
یه #نیمکت
یه درخت
میشینم
شاید باز
تو بیآآآآیی
شاید
تو #بیایی
#سعید_سلگی


یکشنبه هشتم #اردیبهشت ۱۳۹۸
ساعت هجده : سی و چهار دقیقه بوقت #پارک آزادی
۱۸۲۳
۱۸۰۸
دیدگاه ها (۱۲)

دردها را عشق درمان میکند...درد را بی عاشقی درمان کجا... #فیض...

من خَستگی‌های حدیثِ قُله‌ی قافَم!کوتاه‌کن راهِ مَرا، عشقِ خو...

این یادِ توست...که مرا به شب می رساند... #سارا_مصلحتشنبه هفت...

لا یمکن الفرار من البوسه های توانی عجیب عاشق لحن صدای تویا ل...

آتیشی که از بارون شروع شدprt15ویوی ا. تاون شب تا صبح خوابم ن...

پیوند خون و اختیارپارت ۷ | سایه‌ای از گذشتهصبح اون روز، برخل...

همخونه اجباری.. پارت 83."ویو پارک دوین"صبح روز بعد...با صدای...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط