{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

آخرین آژیر part

آخرین آژیر( part² )

بعد شنیدن اون حرف نگاهی به لباس کردم
واقعا سربی بود
یکی از مردا به مدیر چیزی گفت که مدیر سریع به زیر زمین مدرسه رفت
فکر کنم ی چیزایی فهمیده بودم
اگه حدسم درست باشه چی.....
مدیر رو دنبال کردم
طوری با عجله راه می‌رفت که انگار اتفاق مهمی افتاده
به زیر زمین رسید
نگاهی به پشتش و اطرافش کرد
سریع پشت دیوار پنهان شدم
در رو باز کرد و وارد زیر زمین شد
ی صدای غیر واضحی میومد
انگار داشت با یکی حرف می‌زد
نزدیک تر شدم

[منو ببخشین ولی فکر کنم چاره ای به جز کشتنش نداریم
مدیر در جواب با لحن سرد و خشکی گفت [بکشینش
صدای فریاد عجیبی اومد
شبیه فریاد نبود
صدای چی بود....؟
فکر نمیکردم وضعیت انقدر ترسناک باشه
صدای قدم شنیدم
از پله ها با عجله بالا رفتم و به سالن اصلی برگشتم
همه گروه های ۷ نفره ی دایره ای تشکیل داده بودن

لئو:لیندا بیا اینجا

نگاهی به گروهشون کردم
۶ نفر بودن

میا :لیندا مجبوری به گروه ما بیای گروهی نمونده که عضو کم داشته باشن

من نماینده ی کلاس بودم
میتونم بگم باهوش بودم ولی درون‌گرا بودنم باعث شده بود هیچ دوستی نداشته باشم

من:باشه
دیدگاه ها (۰)

آخرین آژیر( part ¹ )زنگ سوم هنوز تموم نشده بود که آژیر خطر ز...

میخوام ی رمان بنویسم ژانر :ترسناک/ راز آلود / تخیلی اسم :آخر...

(پارت بیست و یکم)(لونا)با صدای گوشی از خواب بیدار شدم چشمامو...

پارت 155

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط