تو تیمارستان دیوونه ها بالا و پایین میپریدن و میگفتن ما س
تو تیمارستان دیوونه ها بالا و پایین میپریدن و میگفتن ما سیب زمینی هستیم داریم سرخ میشیم،یکیشون ساکت نشسته بود دکتره فکرمیکنه خوب شده خوشحال میشه ازش میپرسه تو چرا با دوستات نیستی؟میگه من سوختم چسبیدم به ماهی تابه!
- ۳۷۸
- ۲۰ تیر ۱۳۹۳
دیدگاه ها (۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط