{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

تو تیمارستان دیوونه ها بالا و پایین میپریدن و میگفتن ما س

تو تیمارستان دیوونه ها بالا و پایین میپریدن و میگفتن ما سیب زمینی هستیم داریم سرخ میشیم،یکیشون ساکت نشسته بود دکتره فکرمیکنه خوب شده خوشحال میشه ازش میپرسه تو چرا با دوستات نیستی؟میگه من سوختم چسبیدم به ماهی تابه!
دیدگاه ها (۲)

نامه یک لر به توماس مولر بازیکن آلمان:از اون موقع رضا خان که...

رنگش لباسش عالییه

ﺣﺎﺻﻞ ﺍﺯﺩﻭﺍﺝ ﺟﻤﯿﻠﻪ ﻭ ﺍﺩﯾﺴﻮﻥ ﻣﯿﺪﻭﻧﯽ ﭼﯽ ﻣﯿﺸﻪ ! ؟......ﺭﻗﺺ ﻧﻮﺭ !...

بچه ای از پدرش پرسید سیاست یعنی چی؟ پدر میگه : برای تو ۱ مثا...

سناریو ایزانا

#تاج_و_طوفانپارت ۱۷۷: مهمان نیمه‌شبسوآ روی تخت نشسته بود.دست...

وقتی رفیقت بود...

یروز دو تا دکتر میرن تیمارستان که ببینن کی خوب شده مرن تو یه...

بزار برات یکم جوک بگم : میدونی تو پودر نارگیل چیهنارگیلتو پو...

مواد لازم ؛سیب زمینی متوسط ۵ عددگوشت چرخ‌کرده ۲۰۰ گرمپیاز مت...

پآرت18. دلبرک شیرین آستآد

mosio part ⑥

×قسمت بیست ‌و‌ششم×پارت اولاز صبح که بلند شده بودم با حس خستگ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط