{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

همخونه اجباری..

همخونه اجباری..
پارت 87.

"ویو جئون جونگ کوک"

اتاق کنفرانس...

همه دور میز نشسته بودند.

در رأس میز بود.

کنارش دونگ وو نشسته بود.

دوین، سوآ، ملیس، بوراک و چند نفر از اعضای تیم طراحی هم حضور داشتند.

فضای جلسه کاملاً رسمی بود.

جونگ کوک لپ‌تاپش را روشن کرد.

_«خب، شروع کنیم.»

پروژکتور روشن شد.

طرح سه‌بعدی گالری روی پرده افتاد.

جونگ کوک با لحن حرفه‌ای گفت:

_«طبق درخواست جدید، نور طبیعی از سقف وارد سالن اصلی می‌شود و...»

ناگهان...

دونگ وو حرفش را قطع کرد.

_«کوکی.»

جونگ کوک مکث کرد.

_«بله؟»

دونگ وو لبخند زد.

_«اون قسمت رو هم توضیح بده.»

و بدون اینکه متوجه باشد...

خیلی خودمانی دستش را روی ساعد جونگ کوک گذاشت.

چند نفر از اعضای جلسه فقط نگاه کردند.

اما...

نگاه دوین ناخودآگاه به همان دست دوخته شد.

چند ثانیه بعد...

سرش را پایین انداخت.

مدادش را محکم‌تر بین انگشت‌هایش گرفت.

جونگ کوک خیلی آرام دستش را عقب کشید.

_«بله.»

بعد دوباره به اسلاید اشاره کرد.

_«همون‌طور که می‌بینید...»

اما...

حواسش دیگر کامل به ارائه نبود.

چند بار ناخودآگاه به دوین نگاه کرد.

دوین حتی یک بار هم سرش را بالا نیاورد.

فقط یادداشت می‌نوشت.

حدود چهل دقیقه بعد...

ارائه تمام شد.

با رضایت گفت:

_«کار خیلی تمیز پیش رفته.»

_«از نتیجه راضی‌ام.»

همه نفس راحتی کشیدند.

دونگ وو با ذوق گفت:

_«منم عاشقش شدم.»

بعد با لبخند رو به جونگ کوک گفت:

_«می‌دونستم تو از پسش برمیای.»

جونگ کوک فقط سر تکان داد.

_«ممنون.»

همان موقع...

آقای ییلدیریم نگاهی بین جونگ کوک و دوین انداخت.

بعد گفت:

_«به نظرم همکاری شما دو نفر واقعاً نتیجه‌ی خوبی داده.»

دوین مؤدبانه گفت:

+«ممنونم.»

جونگ کوک هم فقط لبخند کوتاهی زد.

جلسه تمام شد.

همه یکی‌یکی از اتاق بیرون رفتند.

دوین هم پوشه‌اش را برداشت و خواست خارج شود.

اما...

_«خانوم پارک.»

صدای جونگ کوک باعث شد بایستد.

بدون اینکه برگردد گفت:

+«بله، آقای جئون؟»

_«لطفاً چند دقیقه بمون.»

دونگ وو که هنوز داخل اتاق بود، با کنجکاوی به هر دوی آن‌ها نگاه کرد.

لبخند کم‌رنگی زد...

و گفت:

_«من بیرون منتظرت می‌مونم، کوکی.»

بعد آرام از اتاق خارج شد.

در بسته شد.

حالا...

برای اولین بار از صبح...

جونگ کوک و دوین دوباره تنها شده بودند.
دیدگاه ها (۹)

همخونه اجباری... پارت 88."ویو پارک دوین"در اتاق کنفرانس بسته...

همخونه اجباری... پارت 86."ویو جئون جونگ کوک"تق تق_«بیا تو.»د...

همخونه اجباری... پارت 85."ویو سوآ"از همون لحظه‌ای که پارک دو...

همخونه اجباری.. پارت 69."ویو پارک دوین"فضای اتاق کنفرانس...ب...

همخونه اجباری.. پارت 71."ویو پارک دوین"سه روز بعد...کل شرکت....

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط