{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

چشمانم را می بندم...

چشمانم را می بندم...
بگذار تا طلوعی دیگر برایت قصه ببافم...
مثل هرشب...
بنشین و بگذار سرم را...
بر روی تازه بنفشه هایت بگذارم...
بگذار چشمانم را...
به بی کران اسمانت بدوزم...
در همین حوالی...
وقتی مست از عطر اقاقیا...
از سبد عشق سیب می چینم...
خورشید طلوع خواهد کرد..
و فردا...
همه عالم خواهند فهمید...
من تا خود خود صبح...
عاشقانه درکنارت زندگی کردم...
دیدگاه ها (۱)

چشمانم را می بندم...بگذار تا طلوعی دیگر برایت قصه ببافم...مث...

🌨 چشمانم را می بندم...بگذار تا طلوعی دیگر برایت قصه ببافم......

زندگی یک چمدان است که می آوریشبار و بندیل سبک می کنی و می بر...

زندگی یک چمدان است که می آوری اش بار و بندیل سبک می کنی و می...

این عروسکی بود که چت جی پی تی واس من درست کرده 😂 ایده هم از ...

سالواتور موندی اثری از لئوناردو داوینچی

اوسی اف ان اف- ترسا

لئوناردو داوینچی نقاش ایتالیایی

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط