{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

🌨

🌨

چشمانم را می بندم...
بگذار تا طلوعی دیگر برایت قصه ببافم...
مثل هرشب...
بنشین و بگذار سرم را...
بر روی تازه بنفشه هایت بگذارم...
بگذار چشمانم را...
به بی کران اسمانت بدوزم...
در همین حوالی...
وقتی مست از عطر اقاقیا...
از سبد عشق سیب می چینم...
خورشید طلوع خواهد کرد..
و فردا...
همه عالم خواهند فهمید...
من تا خود خود صبح...
عاشقانه درکنارت زندگی کردم...
امید زندگی ام..تنها دلخوش ام تو این دنیای بی درو پیکر
لحظه به لحظه چشم انتظار دیدن ات هستم
جون ناقابل ام فدات عمرم..
دیدگاه ها (۱)

چشمانم را می بندم...بگذار تا طلوعی دیگر برایت قصه ببافم...مث...

چشمانم را می بندم...بگذار تا طلوعی دیگر برایت قصه ببافم...مث...

مار رفیقشو نیش زده باید محل نیش بمکه😂😂

یکی دیگه قدرشو میدونه . . #بامداد_خمار #نوید_پورفرج #ترلان_پ...

بعضی آدمها خود حال خوب اند...اگر قرار باشد یک فیلم ایرانی قص...

اخه طفلکی😂😂

ویدئو زیبا

ویدئو زیبا

هیچ زیبایی روشن تر از یک دل مهربان نمی درخشد✨🌸❤🌱(っ˶´ ˘ `)っ(˶...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط