لحظه ها تنها مهاجرانی هستند که

لحظه ها تنها مهاجرانی هستند که
هرگز باز نخواهند گشت
هرگز !
نذر نگاهت ، به همه می رسد
جز من !
که می مانم
“با کاسه ی خالی در انتظار”
و حالا

خیابانهای غمگین شبیه همان کوچه های بن بستی هستند
که از رسیدن به تو مایوس شده اند

و گور تنها خانه ای است
که از نبودن تو در آن
دلم نمی گیرد
دیدگاه ها (۲)

دست همیشه برای زدن نیستکار دست همیشه مشت شدن نیستدست که فقط ...

دنبال یه پسر چشم و دل پاک سر به زیر میگردم.....................

اگه از کیفیت کسی که روش زوم کردیم راضی نیستیمقبل از متاسف شد...

صفایی بود دیشب با خیالت خلوت ما راولی من باز هم پنهانیترا هم...

#پیرمرد ی تمام عمرش را بین #بازار و #کوچه سر می کردهرکسی بار...

پیر مردی تمام عمرش را بین بازاروکوچه سر می کردهرکسی بار در د...

چپتر ۱ _ دختر یتیمعصر بود. سایه دیوار های بلند و ترک خورده ی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط