چادریهایسرخ
﷽
چادری_های_سرخ
__پاهای_سوخته
ازم خواست یه روز بهش مرخصی بدم. منم گفتم برو. وقتی شب برگشت، حسابی میلنگید. اول فکر کردم تصادف کرده، ولی هر چی ازش پرسیدم، نگفت چی شده. بالاخره بعد از کلی اصرار گفت: «پا برهنه روی لولههای نفت راه رفتم!» گفتم: «تو این آفتاب داغ!؟ مگه زده به سرت؟».
گفت: «این چند وقت خیلی از خودم غافل شده بودم، باید این کار رو میکردم تا یادم بیاد چه آتیشی منتظرمه!» گفتم: «تو و آتیش جهنم!؟ تو که جز خدمت کاری نمیکنی!». گفت: «تو اینطور فکر میکنی، ولی من خیلی گناه دارم. بعضی از اشـارهها یا بعضی سکوتهای نا به جا... اینا همه گناهان کوچیکی هستن که چون تکرار میکنیم برامون عادی میشه. واسه همین دائم باید حواسمون جمع باشه».
شهیده مریم فرهانیان
پیک افتخار، شماره 36، صفحه42
امام علی علیه السلام
کسی که به یاد سفر طولانی آخرت باشد؛ خود را آماده میسازد.
غررالحکم، صفحه150
ڪــٰـانــال : فــــرهنگی و شهــــدایی مـــیـثاق با شـــهـدا
@iranshohada
چادری_های_سرخ
__پاهای_سوخته
ازم خواست یه روز بهش مرخصی بدم. منم گفتم برو. وقتی شب برگشت، حسابی میلنگید. اول فکر کردم تصادف کرده، ولی هر چی ازش پرسیدم، نگفت چی شده. بالاخره بعد از کلی اصرار گفت: «پا برهنه روی لولههای نفت راه رفتم!» گفتم: «تو این آفتاب داغ!؟ مگه زده به سرت؟».
گفت: «این چند وقت خیلی از خودم غافل شده بودم، باید این کار رو میکردم تا یادم بیاد چه آتیشی منتظرمه!» گفتم: «تو و آتیش جهنم!؟ تو که جز خدمت کاری نمیکنی!». گفت: «تو اینطور فکر میکنی، ولی من خیلی گناه دارم. بعضی از اشـارهها یا بعضی سکوتهای نا به جا... اینا همه گناهان کوچیکی هستن که چون تکرار میکنیم برامون عادی میشه. واسه همین دائم باید حواسمون جمع باشه».
شهیده مریم فرهانیان
پیک افتخار، شماره 36، صفحه42
امام علی علیه السلام
کسی که به یاد سفر طولانی آخرت باشد؛ خود را آماده میسازد.
غررالحکم، صفحه150
ڪــٰـانــال : فــــرهنگی و شهــــدایی مـــیـثاق با شـــهـدا
@iranshohada
- ۷۶۸
- ۰۴ فروردین ۱۳۹۵
دیدگاه ها (۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط