{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

🍂

🍂
قرار نبود نون نیامدنت روزگار ما را آجر کند، قرار نبود افسردگی آینه به صدای تو سرایت کند، قرار نبود خراش عمیق زمان زیر چشم تو بنشیند، تو‌شعر بودی ! اما قرار نبود کس دیگری تو را بنویسد.

👤 #جلال_حاجی_زاده
دیدگاه ها (۱)

گوش کنخاموش ها گویاترند،در خاموشی های من فریادهاست...#فریدون...

من شيفته ی خوشی های ساده ام. همین فنجان چای عصر گاهی!این ها ...

حال دلمان ناخوش استاز آن ناخوش هایی که به این راحتی خوش نمی‌...

🍂باران می باریدو شهر در میان ابرها گم بودو کمی بالاترماه دق ...

ان شبِ بی برگشت part:2شب کنسرت، در اتاق نشستی. نور سالن، صد...

نومیدی

رمان گمشده(هری رون هرماینی)قسمت دوم به شرط لایک ۲۰ تا

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط