{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

🍂

🍂
باران می بارید
و شهر در میان ابرها گم بود
و کمی بالاتر
ماه دق می کرد!

در شبی که تو رفتی...

#حنا_همایونی
دیدگاه ها (۱)

حال دلمان ناخوش استاز آن ناخوش هایی که به این راحتی خوش نمی‌...

🍂قرار نبود نون نیامدنت روزگار ما را آجر کند، قرار نبود افسرد...

در من یک پاییز در حال افتادن است...!یک قصه،با خداحافظی شروع ...

تو را دوست میدارم نه چون نیما شبا هنگام...تو را دوست میدارم ...

در شبی زمستونی، رهگذری از یه کوچه تاریک عبور می کرد. ناگهان ...

عاشقانه بیاد رهبر عزیزم

سکوتی بود بر قلبم که با آن میزدم فریاد / اگر از شهر غم رفتی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط