{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

داستانی شدم كه پايانش مثل يك عصر جمعه دلگير است‌ 

داستانی شدم كه پايانش مثل يك عصر جمعه دلگير است‌ 
نيستم در حدود حوصله‌ها، پس چه بهتر كه مختصر بشوم‌

دورها قبر كوچكی دارم بی اتاق و حياط خلوت نيست 
گاه‌گاهی سری بزن نگذار با تو از اين غريبه‌تر بشوم..

#مهدی_فرجی
دیدگاه ها (۱)

#مافیای_عاشق p:۱۰سلام قشنگ های من چطورین؟من برگشتم با فیک جد...

𝐀 𝐕𝐨𝐰 𝐁𝐞𝐧𝐞𝐚𝐭𝐡 𝐭𝐡𝐞 𝐁𝐥𝐨𝐨𝐝 𝐌𝐨𝐨𝐧Season¹PART⁴(چه‌رین+)(تهیونگ–)(ی...

دورها قبر كوچكی دارمبی‌اتاق و حياط خلوت نيست گاه‌گاهی سری بز...

داستانی شدم که پایانش مثل یک عصر جمعه دلگیر است نیستم در حدو...

کفش هایم کجاست؟می خواهمبی خبر راهیِ سفر بشوممدتی بی بهار طی ...

کفشهایم کجاست؟ میخواهم ، بی خبر راهی سفر بشوممدتی بی بهـار ط...

کفش‌هایم کجاست‌؟ می‌خواهم بی‌خبر راهی سفر بشوم‌ مدتی بی‌بهار...

ما، ضمیر بعید زندگیم...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط