{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

سال‌هاست کُنج این خانه

سال‌هاست کُنج این خانه
روی صندلی همیشگی‌م
تو را خواب میبینم!
بیدار که میشوم، تا بخواهم به نبودنت عادت کنم،
چند باری صدایت زده‌ام!
خبری نمی‌شود.
یادم می‌آید که تو سال‌هاست رفته‌ای!
من پیر شده‌ام
و محکومم به تکرارِ روزهایی که بی تو می‌گذرند... سرم را برمی‌گردانم سمت رادیویی که فقط روی یک "فرکانس" تنظیم است و ...
نمیدانم
چرا این روزها خیال می‌کنم قرار است خبری از تو بشود...!
#مهران_رمضانیان #عاشقانه
دیدگاه ها (۱)

جهان اگر برپاستهنوز کسیکسی را دوست دارداگرچه دیراگرچه دور......

می روم،خنده به لب،خونین دلمی روم از دل من دست بدار #فروغ_فرخ...

من،آنقدربا تو بوده امکه از بودن کنار دیگرانسردم می شود ... #...

نمی‌توانم به تو بگویم: "دوستت دارم"اما می‌توانم ...!وقتی به ...

عرضم خدمت شما که این اولین فیکیه که دارم می‌نویسم. لطفاً نظر...

« شیطون کوچولوی من »فصل دوم(آنا)چند روز گذشته به همین روال ...

ابدیت خونین::( زخم های ماندگار)فصل اولپارت ۲بوی آهن در خانه ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط