part عشق پنهان
part55 عشق پنهان
《ویو ات》
حالم بهتر شد با حرفای دکتر
ات: پس حالشون خوبه دیگه
دکتر: بله خانم ات ... من دیگه میرم سرم تون رو کندید؟
ات: امم حالم الان خوبه مرسی
دکتر: باشه پس من دیگه میرم
ات: ...
دکتر رفت و در اتاق رو بست رفتم و نشستم روی تخت کنار جونگ کوک جونگ کوک چشماش اروم باز شد
ات: جونگ کوک
جونگ کوک: خانم کوچولو حالت خوبه؟
ات:من باید این سوال رو ازت بپرسم
جونگ کوک: من ...اییی ...《کوک سعی کرد یکمی بلند بشه ولی نتونست》...
ات: عههه جونگ کوک تو باید استراحت کنی نکه اینشکلی بلند بشی
جونگ کوک: من حالم خوبه ات
ات: آره دارم میبینم لعنتی تو دوتا تیر خوردی الان میگی حالم خوبه؟؟ اگر فکر کردی میزارم از فردا بلند بشی بری بیرون کور خوندی آقای جئون دکتر گفت ۲ تا ۳ هفته باید کامل استراحت کنی فهمیدی؟
جونگ کوک: ... آخه
ات: آخه نداریم باید استراحت کنی نمیزارم پات رو از عمارت بزاری بیرون
جونگ کوک: باشه چشممم
ات: آفرین کوچولو
جونگ کوک: یاااا
ات: ...《خنده》
《ویو اجوما》
رفتم و در اتاق آقا رو زدم
ات: بیا تو
اجوما: آقا حالتون خوبه خداروشکر ...
جونگ کوک: آره خوبم چیزی میخواستی بگی؟؟
اجوما: پدر و مادرتون اومدن
ات: من میرم تو همین جا استراحت میکنی فهمیدی؟؟《رو به کوک》
جونگ کوک: چششم خانم کوچولو
ات: یاااا چند بار گفتم به من نگو کوچولو
جونگ کوک: پس تو هم نگو دیگه《خنده》
ات: باشه نه من میگم نه تو
جونگ کوک: چشمم پرنسس
ات: آفرین ...
《ویو ات》
حالم بهتر شد با حرفای دکتر
ات: پس حالشون خوبه دیگه
دکتر: بله خانم ات ... من دیگه میرم سرم تون رو کندید؟
ات: امم حالم الان خوبه مرسی
دکتر: باشه پس من دیگه میرم
ات: ...
دکتر رفت و در اتاق رو بست رفتم و نشستم روی تخت کنار جونگ کوک جونگ کوک چشماش اروم باز شد
ات: جونگ کوک
جونگ کوک: خانم کوچولو حالت خوبه؟
ات:من باید این سوال رو ازت بپرسم
جونگ کوک: من ...اییی ...《کوک سعی کرد یکمی بلند بشه ولی نتونست》...
ات: عههه جونگ کوک تو باید استراحت کنی نکه اینشکلی بلند بشی
جونگ کوک: من حالم خوبه ات
ات: آره دارم میبینم لعنتی تو دوتا تیر خوردی الان میگی حالم خوبه؟؟ اگر فکر کردی میزارم از فردا بلند بشی بری بیرون کور خوندی آقای جئون دکتر گفت ۲ تا ۳ هفته باید کامل استراحت کنی فهمیدی؟
جونگ کوک: ... آخه
ات: آخه نداریم باید استراحت کنی نمیزارم پات رو از عمارت بزاری بیرون
جونگ کوک: باشه چشممم
ات: آفرین کوچولو
جونگ کوک: یاااا
ات: ...《خنده》
《ویو اجوما》
رفتم و در اتاق آقا رو زدم
ات: بیا تو
اجوما: آقا حالتون خوبه خداروشکر ...
جونگ کوک: آره خوبم چیزی میخواستی بگی؟؟
اجوما: پدر و مادرتون اومدن
ات: من میرم تو همین جا استراحت میکنی فهمیدی؟؟《رو به کوک》
جونگ کوک: چششم خانم کوچولو
ات: یاااا چند بار گفتم به من نگو کوچولو
جونگ کوک: پس تو هم نگو دیگه《خنده》
ات: باشه نه من میگم نه تو
جونگ کوک: چشمم پرنسس
ات: آفرین ...
- ۳.۳k
- ۱۱ اردیبهشت ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۵)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط