متاسفانه دقیق مشخص نیست که دائمی یا نه بدنش علائمی از هو
~متاسفانه دقیق مشخص نیست که دائمی یا نه بدنش علائمی از هوشیاری داره ولی چیزی حس نمیکنن..باید باهاشون داخل خونه تمرین کنید تا ببینید نتیجه میگیرید یا نه،درباره حرف زدنشونم..درست میشه بزودی
-اگه خبر مرگش فلجی دائمی بود میتونه حامله بشه یا نه؟؟
~بله میتونه(من نمیدونم جداً میشه یا نه اما تو فیک من میشه ) اما باید خیلی حواستون باشه
-حس ندارع که هیچی نمیفهمه( نیشخند)
~این شوخی نیست آقای جئون!
-هوفف باشه الان باید چیکار کنم
~باهاش تمرین کنید... خانم آت زیادی ضعیفن بعد اینکه دیدید پیشرفت داشتن میتونید رابطه داشته باشید باهاشون
-اونوقت اگه پیشرفت نداشت؟
اومد سمت گوشم گفت
~یکم آروم تر
نیشخندی زدم و کشیده جواب دادم
-ااااککککیییی
-میتونم ببینمش؟
~بله...میتونید ببریدش
رفتم اتاقش که دیدم داره گریه میکنه و پرستار ها دارن اون لوله هایی که بهش وصل بود و میکندن لوله آخر هم کندن رفتم سمت آت و بلندش کردم
-اروم باش...
+جون....
-جون؟؟
-خب ادامه بده لالی؟
+(بغض)
-عب ندارع درست میشی...
بردمش سمت ماشین و سوارش کردم بادیگارد ویلچرشو آورد و
شرایط
۳۰ تا کامنت طولانی و درست حسابی
۷۰ لایک
۱۰ بازنشر
-اگه خبر مرگش فلجی دائمی بود میتونه حامله بشه یا نه؟؟
~بله میتونه(من نمیدونم جداً میشه یا نه اما تو فیک من میشه ) اما باید خیلی حواستون باشه
-حس ندارع که هیچی نمیفهمه( نیشخند)
~این شوخی نیست آقای جئون!
-هوفف باشه الان باید چیکار کنم
~باهاش تمرین کنید... خانم آت زیادی ضعیفن بعد اینکه دیدید پیشرفت داشتن میتونید رابطه داشته باشید باهاشون
-اونوقت اگه پیشرفت نداشت؟
اومد سمت گوشم گفت
~یکم آروم تر
نیشخندی زدم و کشیده جواب دادم
-ااااککککیییی
-میتونم ببینمش؟
~بله...میتونید ببریدش
رفتم اتاقش که دیدم داره گریه میکنه و پرستار ها دارن اون لوله هایی که بهش وصل بود و میکندن لوله آخر هم کندن رفتم سمت آت و بلندش کردم
-اروم باش...
+جون....
-جون؟؟
-خب ادامه بده لالی؟
+(بغض)
-عب ندارع درست میشی...
بردمش سمت ماشین و سوارش کردم بادیگارد ویلچرشو آورد و
شرایط
۳۰ تا کامنت طولانی و درست حسابی
۷۰ لایک
۱۰ بازنشر
- ۱۵.۶k
- ۲۷ اسفند ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۴۳)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط