ویو جونگکوک
ویو جونگکوک
انداختمش صندوق عقب و سوار ماشین شدم
-بسه دیگه گریه نکن...از امروز باهات تمرین میکنم یا به یه نفر میگم بیاد کمکت.. بزودی باید بچه دار بشیم
+باش...(اروم،ضعیف)
-هوممم خوبه که میتونی حرف بزنی..
-ات.
-یه درخواستی ازت دارم.
-لطفا دیگه جلوی من گریه نکن
سرشو به شیشه تکیه داد
+دیگه..د.. دیگه...
+دیگه..ن..نم..نمی..نمی...ت..تون.. تونم-
-راه رفتن؟نمیدونم..پری کوچولوی من.
+چ..چی
اصلا حوصلشو نداشتم...نینا کاش میشد باهم بودیم رسیدیم عمارت آت و رو ویلچر گذاشتم و به بادیگارد گفتم بیارتش داخل سالن رفتم داخل که همه تعظیم کردن یه پری کوچولو دیدم که داره یه گوشه گریه میکنه عصبی شدم..رفتم سمتش
-تازه واردی؟
$لطفا..لطفا بزارید برم...(گریه)
-چرا هوم؟
$دیگه به حرف مامانم گوش میدم لطفا بزارید برم خونمون (بغض)
-که میخوای بری خونه...
از دستش گرفتم و بردمش اتاق شکنجه
-اگه میخوای بری باید درد و تحمل کنی باشه؟
$(گریه)
انداختمش رو زمین که از پاش خون اومد
$(جیغ)پام (گریه
انداختمش صندوق عقب و سوار ماشین شدم
-بسه دیگه گریه نکن...از امروز باهات تمرین میکنم یا به یه نفر میگم بیاد کمکت.. بزودی باید بچه دار بشیم
+باش...(اروم،ضعیف)
-هوممم خوبه که میتونی حرف بزنی..
-ات.
-یه درخواستی ازت دارم.
-لطفا دیگه جلوی من گریه نکن
سرشو به شیشه تکیه داد
+دیگه..د.. دیگه...
+دیگه..ن..نم..نمی..نمی...ت..تون.. تونم-
-راه رفتن؟نمیدونم..پری کوچولوی من.
+چ..چی
اصلا حوصلشو نداشتم...نینا کاش میشد باهم بودیم رسیدیم عمارت آت و رو ویلچر گذاشتم و به بادیگارد گفتم بیارتش داخل سالن رفتم داخل که همه تعظیم کردن یه پری کوچولو دیدم که داره یه گوشه گریه میکنه عصبی شدم..رفتم سمتش
-تازه واردی؟
$لطفا..لطفا بزارید برم...(گریه)
-چرا هوم؟
$دیگه به حرف مامانم گوش میدم لطفا بزارید برم خونمون (بغض)
-که میخوای بری خونه...
از دستش گرفتم و بردمش اتاق شکنجه
-اگه میخوای بری باید درد و تحمل کنی باشه؟
$(گریه)
انداختمش رو زمین که از پاش خون اومد
$(جیغ)پام (گریه
- ۱۵.۲k
- ۲۸ اسفند ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۷)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط