{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

دلی یا دلبری یا جان و یا جانان نمی دانم

دلی یا دلبری یا جان و یا جانان نمی دانم
همه هستی تویی ، فی الجمله این و آن نمی دانم
بجز تو در همه عالم ، دگر دلبر نمی بینم
به جز تو در همه گیتی ، دگر جانان نمی دانم
یکی دل داشتم پُرخون ، شد آن هم از کفم بیرون
کجا افتاده و مجنون ، در این دوران نمی دانم
دلم سرگشته می داند ، سر زُلف پریشانت
چه می خواهد از این مسکین سرگردان ، نمی دانم
اگر مقصود تو جان است ، رُخ بنما و جان بستان
و گر قصد دگر داری ، من این و آن نمی دانم
نمی یابم تو را در دل ، نه در عالم نه در گیتی
کجا جویم تو را آخر ، من حیران نمی دانم
دیدگاه ها (۶)

چه کنم " سهل " نشد ، ماتمِ فرموده ی منآه .... ای دستِ فلک ،...

چقدر دورم از آن سالها که فاصله ام فقط میان من و تو کمی پریدن...

بوته های #دلتـنگــی ِ "من "نه آب می خواهـدو نه حـتئ آفـتــــ...

بوته های #دلتـنگــی ِ "من "نه آب می خواهـدو نه حـتئ آفـتــــ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط