مادر بزرگم همیشه میگفت :
مادر بزرگم همیشه میگفت :
قلبت که بی نظم زد،
بدون که عاشقی ....
اشکت که بی اختیار سرا زیر شد
بدون دلتنگی ...
شبت که بی خواب گذشت
بدون که نگرانی ...
روزت که بی شوق آغاز شد
بدون که نا امیدی....
سینه ات که بی جا آه کشید
بدون که پر حسرتی ....
دلت که بی دلیل گرفت
بدون که تنها یی ....
امروز تو نیستی مادر بزرگ
اما ...
من به همه ی اون حرفات رسیدم!
ایکاش قبل رفتنت ،چاره ی این
وقتهایی که برایم پیش بینی کردی
رو هم میگفتی ....
قلبت که بی نظم زد،
بدون که عاشقی ....
اشکت که بی اختیار سرا زیر شد
بدون دلتنگی ...
شبت که بی خواب گذشت
بدون که نگرانی ...
روزت که بی شوق آغاز شد
بدون که نا امیدی....
سینه ات که بی جا آه کشید
بدون که پر حسرتی ....
دلت که بی دلیل گرفت
بدون که تنها یی ....
امروز تو نیستی مادر بزرگ
اما ...
من به همه ی اون حرفات رسیدم!
ایکاش قبل رفتنت ،چاره ی این
وقتهایی که برایم پیش بینی کردی
رو هم میگفتی ....
- ۲۰۸
- ۰۹ شهریور ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط