زنی عادت داشت هرشب قبل ازخواب
زنی عادت داشت هرشب قبل ازخواب
بابت چیزهایی که دارد خوشحالیهایش
را بنویسد.
یکی از شبها اینگونه نوشت :
خوشحالم که تمام شب صدای خرخر
شوهرم را می شنوم ،این یعنی او زنده است!
خوشحالم که دخترم همیشه از شستن
ظرفها شاکی است،این یعنی او درخانه است ودر خیابان پرسه نمیزند!
خوشحالم که مالیات می پردازم ،این
یعنی شغل ودرآمدی دارم وبیکار نیستم!
خوشحالم که لباسهایم کمی برایم تنگ
شده اند،این یعنی غذای کافی برای خوردن دارم!
خوشحالم که در پایان روز از خستگی از پا می افتم ،این یعنی توان سخت کار کردن را دارم!
خوشحالم که باید زمین را بشویم وپنجره ها را تمیز کنم،این یعنی من خانه ای دارم !
خوشحالم که گاهی اوقات بیمار میشوم
این یعنی به یاد آورم که اکثر اوقات سالم هستم!
خوشحالم که خرید هدایای سال،جیبم را
خالی میکند ،این یعنی عزیزانی دارم
که میتوانم برایشان هدیه بخرم !
خوشحالم که هر روز صبح باید با
زنگ ساعت بیدار شوم ،این یعنی من
هنوز زنده ام !
بابت چیزهایی که دارد خوشحالیهایش
را بنویسد.
یکی از شبها اینگونه نوشت :
خوشحالم که تمام شب صدای خرخر
شوهرم را می شنوم ،این یعنی او زنده است!
خوشحالم که دخترم همیشه از شستن
ظرفها شاکی است،این یعنی او درخانه است ودر خیابان پرسه نمیزند!
خوشحالم که مالیات می پردازم ،این
یعنی شغل ودرآمدی دارم وبیکار نیستم!
خوشحالم که لباسهایم کمی برایم تنگ
شده اند،این یعنی غذای کافی برای خوردن دارم!
خوشحالم که در پایان روز از خستگی از پا می افتم ،این یعنی توان سخت کار کردن را دارم!
خوشحالم که باید زمین را بشویم وپنجره ها را تمیز کنم،این یعنی من خانه ای دارم !
خوشحالم که گاهی اوقات بیمار میشوم
این یعنی به یاد آورم که اکثر اوقات سالم هستم!
خوشحالم که خرید هدایای سال،جیبم را
خالی میکند ،این یعنی عزیزانی دارم
که میتوانم برایشان هدیه بخرم !
خوشحالم که هر روز صبح باید با
زنگ ساعت بیدار شوم ،این یعنی من
هنوز زنده ام !
- ۶۰۰
- ۰۸ شهریور ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۳)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط