Part
Part:8۴
فلش بک
گذشته آجوما(هانا اسم آجوما) (اون گیول اسم پدر لارا یا همون شوهر هانا )
خیلی وقته پیش دختر جونی به اسم هانا در مدرسه کوچیکی درس میخوند وضعیت خوانواده هانا خوب نبود و فقیر بودن در همون مدرسه پسری جون به اسم اون گیول درس میخوند خوانواده اون گیول وضعیت مالی خوبی داشتن
تو یکی از روزهای هفته اون گیول و هانا همو تو حیاط مدرسه میبینن و در همون نگاه اول عاشق هم میشن
بعد مدتی اون گیول توی روز بارونی عشقش به هانا رو اعتراف میکنه و هانا هم مشتاقانه قبول میکنه اونها یک سال باهم میمونن و تصمیم میگیرن که بعد از تموم شدن دانشگاه هانا باهم ازدواج کنن اما اتفاق غیر منتظره ای میوفته خوانواده های هانا و اون گیول میفهمنن
خوانواده اون گیول نمیخوان که پسرشون با دختری فقیر ازدواج کنه تصمیم میگیرن اونو به خارج کشور بفرستن اما اون گیول مخالفت میکنه و تو همون سن کم باهم ازدواج میکنن هانا دیگه دانشگاه نمیره و خوانواده اون گیول همچیش رو گرفتن و اون سر کار میره و سخت مشغول ساخت زندگیه خودشه بعد از یک سال وقتی که هانا ۲۵ و اون گیول ۲۷ سالش بوده اونا صاحب دوتا فرزند دختر میشن اونا توانایی نگه داشتن دوتا بچه رو نداشتن و فقط میتونستن یکیشونو نگه دارن
اون گبول : هانا ما میتونیم خرج تحصیل و زندگیه یکیشونو بدیم بیا یکیشونو به یتیم خونه بدیم اونحا ازش مراقبت میشه
هانا : اما کدومو بدیم نه من بچمو نمیدم
اون گیول : هانا ببین نمیتونیم بیا لارا رو بدیم بره و لورا رو نگه داریم
هانا : اما(گریه)
اون گیول : من میبرمش
اون گیول لارا رو به یه یتیم خونه میبره و ول میکنه اما نمیدونسته که اونجا قراره چقدر به دختر کوچولوش سخت بگذره هانا و اون گیول لورا رو مثل یک فرشته بزرگ میکنن و تمام تلاششون رو برای اون میکنن درحالی که لارا توی اون یتیم خونه هر شب و هر روز کتک میخورد شب رو با گریه تموم میکرد و صبحش رو با گریه و کتک شروع میکرد
لارا داست تاوان اشتباه مادر پدرش رو پس میداد اونا چرا لارا رو فرستادن میتونستن از دوتاشون نگهداری کنن اما ترسو شدن بعد از چند سال دنبال لارا گشتن اما پیداش نکردن اونا پشیمون بودن خیلی اما چه فایده دیگه لارایی نبود اما حالا بعد چند سال اون ها به شکل دیگری باهم آشنا شدن
هانا میدونست که دخترش اونو نمیبخشه اونا لورا رو انتخاب کردن و لارا رو فراموش کردن اما همیشه عذاب وجدان همراهشون بود
اما هانا اون گیول و لورا شانس اینو داشتن گه دختر گمشده یعنی لارا رو برگردونن اما چجوری لارا خوانوادشو میبخشه یا ولشون میکنه از گفتن کلمه فرشته به آجوما پشیمون میشه یا نه
پایان فلش بک
فلش بک
گذشته آجوما(هانا اسم آجوما) (اون گیول اسم پدر لارا یا همون شوهر هانا )
خیلی وقته پیش دختر جونی به اسم هانا در مدرسه کوچیکی درس میخوند وضعیت خوانواده هانا خوب نبود و فقیر بودن در همون مدرسه پسری جون به اسم اون گیول درس میخوند خوانواده اون گیول وضعیت مالی خوبی داشتن
تو یکی از روزهای هفته اون گیول و هانا همو تو حیاط مدرسه میبینن و در همون نگاه اول عاشق هم میشن
بعد مدتی اون گیول توی روز بارونی عشقش به هانا رو اعتراف میکنه و هانا هم مشتاقانه قبول میکنه اونها یک سال باهم میمونن و تصمیم میگیرن که بعد از تموم شدن دانشگاه هانا باهم ازدواج کنن اما اتفاق غیر منتظره ای میوفته خوانواده های هانا و اون گیول میفهمنن
خوانواده اون گیول نمیخوان که پسرشون با دختری فقیر ازدواج کنه تصمیم میگیرن اونو به خارج کشور بفرستن اما اون گیول مخالفت میکنه و تو همون سن کم باهم ازدواج میکنن هانا دیگه دانشگاه نمیره و خوانواده اون گیول همچیش رو گرفتن و اون سر کار میره و سخت مشغول ساخت زندگیه خودشه بعد از یک سال وقتی که هانا ۲۵ و اون گیول ۲۷ سالش بوده اونا صاحب دوتا فرزند دختر میشن اونا توانایی نگه داشتن دوتا بچه رو نداشتن و فقط میتونستن یکیشونو نگه دارن
اون گبول : هانا ما میتونیم خرج تحصیل و زندگیه یکیشونو بدیم بیا یکیشونو به یتیم خونه بدیم اونحا ازش مراقبت میشه
هانا : اما کدومو بدیم نه من بچمو نمیدم
اون گیول : هانا ببین نمیتونیم بیا لارا رو بدیم بره و لورا رو نگه داریم
هانا : اما(گریه)
اون گیول : من میبرمش
اون گیول لارا رو به یه یتیم خونه میبره و ول میکنه اما نمیدونسته که اونجا قراره چقدر به دختر کوچولوش سخت بگذره هانا و اون گیول لورا رو مثل یک فرشته بزرگ میکنن و تمام تلاششون رو برای اون میکنن درحالی که لارا توی اون یتیم خونه هر شب و هر روز کتک میخورد شب رو با گریه تموم میکرد و صبحش رو با گریه و کتک شروع میکرد
لارا داست تاوان اشتباه مادر پدرش رو پس میداد اونا چرا لارا رو فرستادن میتونستن از دوتاشون نگهداری کنن اما ترسو شدن بعد از چند سال دنبال لارا گشتن اما پیداش نکردن اونا پشیمون بودن خیلی اما چه فایده دیگه لارایی نبود اما حالا بعد چند سال اون ها به شکل دیگری باهم آشنا شدن
هانا میدونست که دخترش اونو نمیبخشه اونا لورا رو انتخاب کردن و لارا رو فراموش کردن اما همیشه عذاب وجدان همراهشون بود
اما هانا اون گیول و لورا شانس اینو داشتن گه دختر گمشده یعنی لارا رو برگردونن اما چجوری لارا خوانوادشو میبخشه یا ولشون میکنه از گفتن کلمه فرشته به آجوما پشیمون میشه یا نه
پایان فلش بک
- ۷.۰k
- ۱۷ اسفند ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط