{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

و این مسافتی که تو فاصله گرفتی,

و این مسافتی که تو فاصله گرفتی,

تنها با ترانه ای از من طی می شود....

و من,

با چشمان مشتاق روبروی تو خواهم نشست....

و آخرین بیتی که نوشته ام را می خوانم,

و تو ذوق می کنی....

که عاشقت "شاعر شهر دیوانه هاست..."...

چشمانت را باز کن....

من کنار توام....!!
دیدگاه ها (۵)

انقدر دوریم, که حتی تصویرمان در عکس هایی که می خندیدیم, کم...

حجم ِ سرد اتاقم, بی شمع و کیک وکاغذهای رنگی، میزبان تولد م...

كجا دنبال مفهومی برای عشق می گردی ؟ تو را گم می كنم هر روز ...

با همه ی بی سر و سامانی ام, باز به دنبال پریشانی ام.... طا...

رمان زیر نور خاموش سئول... ----پیشانی‌مان هنوز به هم تکیه دا...

فرمانده منپارت هفت....امروز ات یه چیزیش شده بود نمیدانم چرا ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط