{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

حجم ِ سرد اتاقم,

حجم ِ سرد اتاقم,

بی شمع و کیک وکاغذهای رنگی، میزبان تولد من است....

چراغ ها را از دیشب خاموش کرده ام,

تا از هجوم تنهایی

در امان باشم....

اما,

بی فایده س...

پیامک های تو، که مثل سنگ مرا سنگسار می کنند,

مخفیگاه مرا لو داده اند....

به تنهایی...

به این درد تا همیشه...

....

تنهایی، روبروی من نشسته,

با چشمان نافذش عمق مرا می درد...

کنایه می زند,

زخم زبان می زند,

و مرتبا سوال های گوناگون می پرسد...

سوالاتی که مثل اسید دلم را می سوزانند...

اما با این حال تنها یک پاسخ می شنود:

دوستش دارم...

نگران نباش، تحمل می کنم...

و وقتی رفت,

با هم می نشینیم...

و اشک های مرا فوت می کنیم، سفرهء دل مرا باز می کنیم...

و این زنده ماندن (یا بهتر است بگویم "نمُردن") مرا جشن می گیریم...


نگران نباش نازنینم

من تحمل می کنم
دیدگاه ها (۳۵)

من اصلا انگار مصیبت را به چشم می بینم.... تو حتی به روی مشک...

نوبت من شده بود, که معلم پرسید: صرف کن رفتن را.... و شروع...

انقدر دوریم, که حتی تصویرمان در عکس هایی که می خندیدیم, کم...

و این مسافتی که تو فاصله گرفتی, تنها با ترانه ای از من طی م...

#جانانه اینکه گفته اندتنها همانی آرامت می کند ، که دلت را آت...

خسته از قوی بودن

( رنگین کمان عشق در دل تاریکی)پارت = ۱۰چاعان : چیزی گفتی لیا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط