{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

تا کی به تماشا سر بازار بمانم؟

تا کی به تماشا سر بازار بمانم؟
من حسن تو را چند خریدار بمانم؟

این پنجره را وا کن و آن آینه بشکن!
حیف است که در حسرت دیدار بمانم

یک لحظه نظربازی ما آه! سبب شد
یک عمر به آن لحظه وفادار بمانم

هم شوق تماشاست و هم شرم حضور است
سخت است که بگریزم و دشوار بمانم

مرغی شده‌ام جلد تو و قسمتم این است
هرجا بروم باز گرفتار بمانم

جز رنج سفر چیست در آزادی و پرواز؟
بگذار که کنج قفس این بار بمانم

ای بوسه‌ی هنگام وداعش! کمکم کن
چون غنچه‌ی گل رازنگهدار بمانم
دیدگاه ها (۱)

هر صبح حس ِ حضور ِ گرم ِ تو خورشید رااز پشت ِ کوهها به دیوار...

در این زمانه ی دل شکستن و به روی خود نیاوردن ها... در این زم...

زن زیبا راــ مثل باران ــباید بیگدار عاشق شدسریع دوست داشتب...

آن گیسوان بلندت را نمی خواهم اما آنها را کوتاه نکنآن چشم های...

پارت ۵صبحِ روزِ بعد، با قلبی که مثل پرنده‌ای در قفس می‌تپید،...

#موکل_خطرناک_من#رمان_درخواستی پارت19صدای برخورد سن...

تاج سلطنتی (The Royal Crown)

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط