{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

قهوه تلخ

قهوه تلخ
یک جای دنج
با یک میز و دو صندلی
دو قهوه ی تلخ که برایت شیرین ترین مزه ی زندگیست
اینجا جایست که سالها به دنبالش بودی
جایی که مغز می ایستد و قلب فرمانروایی میکند
جایی که لب هایت دوخته و چشمانت باز می شود
جایی که قلم جوهری برای نوشتن‌ ندارد
جایی که کاغذ خطی برای پر‌ کردن ندارد
آری اینجا پایان زندگیست
پایان راه چندین ساله ات
دستانت یخ و پاهایت سست می شود
نه دل ماندن داری نه توان رفتن
اینجاست که‌ باید قهوه را بنوشی و تلخیش را بر تمام تلخی هایت ترجیح بدهی
آری این است راز قهوه ی تلخ...
دیدگاه ها (۱)

صورت اتدر زیر گیسوانتنقش ماه استبر چهره شبهمان قدر زیباهمان ...

نام رمان: سایه‌ی نقره‌ایباران شدیدی به شیشه‌های عمارتِ سنگی ...

پارت ۸: حصارِ نامرئیوقتی چشم‌هایِ ا.ت باز شد، اولین چیزی که ...

فصل دومپارت پنجم | اولین قرار واقعیخورشید کم‌کم بالاتر آمده ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط