{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

ویو جونگکوک

ویو جونگکوک
رفتیم بیرون لرزش پاهام کاملا مشخص و نگاه برده ها روم خیلی عذاب آور بود آخه این چه استایلی بود زده بودم؟ خوبه حداقل آت خوب شده بود. از پله ها پایین رفتیم که جئون و دیدم با لحن کاملا مهربون خندید و رفت سمت ات
$عروس عزیزم..
آت تعظیمی کرد
$با من راحت باش...اسمت چیه؟
+ا.ت هستم
خانم جئون نیومده بود و احتمال میدادم حتما باز شکنجش کرده بود رفتم سمت جئون و تعظیم کردم که با لحن دروغی لبخند زد و گفت
$جونگکوک...بیا بغلم پسرم
بغلم کرد بدترین حس دنیا برای من بغل جئون بود تو گوشم گفت
$کوکو برا تنبیه امادست؟
میدونستم مخالفت باهاش فایده نداره آروم جوری که فقط خودش بشنوه گفتم
-بله پدر..
از بغلم خارج شد و سمت آت خندید
$حتما جونگکوک خیلی اذیتت می‌کنه.. نمی‌دونم چرا انقدر بی درک و فهم شده (خنده)

دندونامو بهم ساییدم و دستمو مشت کردم.. نمیدونی چرا؟نکنه من بودم که یه پسر شش ساله رو تا مرز تجاوز بردم و کلی آزار جنسی بهش رسوندم.. نکنه من بهش گفتم حق نداری لبخند بزنی؟ ات دست کمی از من نداشت عصبانی شده بود اما با لحن مهربون گفت
+خیلی اذیتم می‌کنه پسرتون فاجعست..

لبخندی زدم..جئون دقیقا همینو میخواست بشنوه چون نمی‌خواد با ازدواج بی رحمیمو از دست بدم و ندادم..
$ پسرم..با من بیا می‌خوام کادو های عروسمو بدم به خودت.
کادو های عروس..فک کنم منظورش همون شکنجست. فقط امیدوارم پلاگ نباشه که هرچیم بتونم تحمل کنم پلاگ واقعا وحشتناکه..
-چشم..آت منتظر بمون
+میشه منم بیام هوم؟(لبخند)
$حتتتتما عروس گلم..پسرم عروسمو به اتاق راهنمایی کن
-ا..ات...لازم نیست تو بیای

میخواد منو جلوی اون شکنجه کنه؟نه..نه نمیتونم
$بهش دستور نده کوکو..خودش می‌تونه انتخاب کنه
به آت نگاه کردم مطمئنم اون میخواد منو درحال شکنجه شدن ببینه
+نه ولش کن..شما برید پدر منم میرم قدم بزنم
$مطمئنی دخترم؟
+ب..بله
$باشه..کوکو برو تو اتاق
از اینکه ات رد کرده بود خوشحال بودم آروم جواب دادم
-چشم..

کامنت خوب بزارید...
دیدگاه ها (۵۶)

ویو جونگکوک به اتاق بازی یا شکنجه رفتم..پشتمو نگاه کردم کسی ...

ویو آتتو حیاط بودم خیلی وقت بود که با خودم تنها نبودم یعنی ا...

- جئون خیلی حساسه فقط باید مطیعش باشی +نمیتونم-رام من شدی را...

خب سوالات.. اول متنی ها اینکه لزی؟ و اگه هستی دوست دختر داری...

#سناریو_بی_تی_اس #درخواستی وقتی تو خواب بختک می گیری نامجون ...

ویو آتخندید و دستشو رو سرش کشیدته:عام خواهش میکنم اما بیشتر ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط