{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

ویو آت

ویو آت
تو حیاط بودم خیلی وقت بود که با خودم تنها نبودم یعنی الان جونگکوک داشت تنبیه میشد؟ خدمتکار اومد حیاط
خدمتکار:آقای جئون و ارباب گفتن میتونید بیاید تو سالن اصلی عمارت..
+باشه ممنونم
رفتم داخل عمارت جونگکوک خیلی ظاهر عادی داشت انگار هیچی نشده بود اما اون حجم از احساس دردش که متوجهش شدم باعث شد سرم درد بگیره
-عزیزم.. این کادو ها از طرف پدر و مادر و بقیه فامیلاست امیدوارم خوشت بیاد.
+م..ممنونم
کادو ها تقریبا یه تپه درست کرده بودن!نصفشون جواهرات و سوییچ ماشین بود
$جونگکوک پسرم من دیگه میرم باید به عمارت جیمین هم سر بزنم اون یکی عروسمم ببینم..
-خوش اومدید پدر..
جونگکوک تعظیم کوتاهی کرد که چشماش از درد درشت شد یعنی چه بلایی سرش اومده بود؟
+خدانگهدار.
$خدانگهدار ا.ت اگه جونگکوک اذیتت کرد به من بگو خودم حسابش و میرسم
+چشم..
........................................
ویو آت
جونگکوک بعد رفتن پدرش مستقیم رفت تو اتاق مشترکمون و خوابید اما قبلش اون دوتا ستون و ظاهر کرد و منو تو اتاق مشترکمون دوباره بست چیزی نگفتم به چهره غرق خوابش خیره شدم. هر از گاهی ناله میکرد خسته بودم اما نمی‌تونستم تو این حالت بخوابم میخواستم سعیمو بکنم چشمامو بستم لحظاتی بعد صدای ناله جونگکوک با هزیون بلند شد
-اپا..غ...غلط کردم نزن..
عرق هاش تند تند روی پیشونیش ریخت سعی کردم برم سمتش اما زنجیر ها زیادی محکم بودن
+جونگکوک بیدار شو (نگران)
-مـ..مامان
+لعنت بهت چرا این زنجیرای فاکیو به دستام بستی؟ آخه من اگه میخواستم فرار کنم همون موقع که در باز بود و تو جنگل بودیم فرار میکردم،تخصیر خودته


یه سوال
از چیه فیک های من و کلا خودم خوشتون میاد پرنسسام؟ویژگی های مثبت و منفیمو بگید لطفا ممنونم
دیدگاه ها (۲۲)

(دو ساعت بعد)ویو جونگکوک از خواب پریدم و یهو نیم خیز شدم که ...

اول در مورد ویدیو بگماین ادیت بدون هیچ ایمووی ساخته شده و خو...

اسم این آهنگ و میدونید؟لطفا بگید

ویو جونگکوک به اتاق بازی یا شکنجه رفتم..پشتمو نگاه کردم کسی ...

دلباخته...پارت 3ویو جونگکوکرفتم پیشه همون دخترهجونگکوک: از ا...

دلباخته....پارت۲ویو اتکه یهو یکی دستشو گذاشت رو دهنم و سیاهی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط