{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

چندین بار

چندین بار
به فکرم رسید که چشمهایم را ببندم
بروم جلوی یک اتومبیل
تا چرخهای آن از رویم بگذرند
اما مردنِ سختی بود
بعد هم از کجا آسوده میشدم؟
شاید باز هم زنده میماندم
این فکر است که مرا دیوانه میکند!
.
دیدگاه ها (۲)

‌‏« از چشم افتادن » بنظرم آخرین مرحله‌است...‏این آخرین مرحله...

بساطِ دلبرانه ی #اردیبهشت پهن شد ...تازه به سرآغازِ عشق رسید...

این ساعت، این هوا،‌ این فصلِ زیبا، نیازی نیست دلیلی برایِ غص...

در عمق دریا دلم می‌خواست چشم‌هایم را ببندم و برای چند لحظه ه...

هرشب به این فکر میکنم اگر ادم بهتری بودم شاید باز هم تو بودی...

army_aa is talking:📜: سطر اول داستان ما....Part 18یک دوره‌ای...

از خاکستر تا اشرار

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط