دیشب نشسته بودم تو تاکسی رادیو خاموش بود،
دیشب نشسته بودم تو تاکسی رادیو خاموش بود،
یه دختره سوار شد چهارراه بعدیش پیاده شد،
یه پیرمرده هم سوار شد دو تا چهارراه اونورتر پیاده شد …
هیچی دیگه اتفاق خاصی نیفتاد، منم پیاده شدم رفتم خونمون …
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
به عمم فوش ندین ها...! شوهرش اَلواته
یکی فوش داد گرفتش کتلتش کرد.
اَ ما گفتن بود...
یه دختره سوار شد چهارراه بعدیش پیاده شد،
یه پیرمرده هم سوار شد دو تا چهارراه اونورتر پیاده شد …
هیچی دیگه اتفاق خاصی نیفتاد، منم پیاده شدم رفتم خونمون …
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
به عمم فوش ندین ها...! شوهرش اَلواته
یکی فوش داد گرفتش کتلتش کرد.
اَ ما گفتن بود...
- ۹۷۸
- ۰۳ اسفند ۱۳۹۳
دیدگاه ها (۴)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط