{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

دیدار سوم

دیدار سوم:
امروز رفتم دم مدرسه‌‌ش براش گل خریدم از ماشین پیاده شدم جلوی در منتظر بودم که دیدم چند پسر دیگه هم اومدن هر کدوم با کادو های مختلف با تعجب بهشون نگاه کردم زنگ خورد و همه دخترا بیرون اومدن اون آخرین نفر بیرون اومد وقتی اومد همه پسرا رفتن پیشش سعی کرد همه رو کنار بزنه گل رو دادم بهش و همه پسرا رو کنار زدم به نوبت کتک میزدمشون و گفتم اون مال منه یه لبخند زد و گفت
بدک نبود داشت میرفت دستش رو گرفتم و گفتم
میشه به یه کافه دعوتتون کنم؟ لبخند زد و گفت ولم نمیکنی؟
+من ازت خوشم میاد
_ساعت ۵ کافه روبروی مدرسه همو میبینیم
انگار رو ابرا بودم واقعا قبول کرد
دیدگاه ها (۰)

دومین دیدار:امروز تصمیم گرفتم برم پل طبیعت یه نوشیدنی خنک خر...

اولین دیدار: دوباره یه روز خسته کننده داشتم توی رستوران میرف...

ظهور ازدواج )( فصل سوم ) پارت ۴۹۳ دستش رو روی نیم رخم گذاشت ...

ظهور ازدواج )( فصل سوم ) پارت ۵۴۲چرا یهو انقدر به فعالیت و م...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط